حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢
کارائی این مذهب در جریان مبارزه اجتماعی و سیاسی میدانستند . در عین حال از وجود چنین گرایشهائی در میان جوانان مسلمان خشنود بودند زیرا در عمل اثبات شده بود که این برداشت از اسلام ، پل انتقال به مارکسیسم است . جریان اخیر ، هم به لحاظ ماهیت و محتوای خود و هم از نظر مصداق و محدوده شمول که دارای طیف وسیعی بود ، بسیار فعال بوده و با نشر آثار و ایراد سخنرانی در مراکز مذهبی میکوشیدند تا اسلام را مدرنیزه کرده و با بیرون آوردن آن از انحصار ! روحانیون و تهذیب ! آن ، اسلامی راستین به جامعه ارائه دهند و به علت فقدان آشنائی لازم و اطلاع کافی نسبت به اصول و منابع اسلامی ، در آموزشهای خود از شعر و شعار و تهییج احساسات کم بهره نمیگرفتند و خلاصه معجونی میساختند باب طبع شرایط آنروز و به خیال خود به این وسیله قشرهای تحصیل کرده و جوانان مبارز را به اسلام جذب میکردند ، در حالیکه بسیاری از این مجذوبین ، به جریانهای انحرافی پیوستند و بعد از انقلاب بیشترین مشکلات را در سر راه اسلام و انقلاب به وجود آوردند . و تعداد کمی از این افراد ، نیز بعد از دمیده شدن روح قدسی حضرت امام در نفوس اقشار مختلف مردم و حماسه آفرینیهای کم نظیر در تاریخ انقلابهای دنیا ، به اسلام حقیقی که میراث هزار و چندین ساله علمای بزرگ ما است ، باز گشتند ، که شاید در بازگشت بعضی از آن " تعداد کم " هم مصلحتهائی وجود داشته باشد ! و الله اعلم . اینکه این جریان برای جذب جوانان مبارزه و اقشار تحصیل کرده و روشنفکر به اسلام ، فعالیتهائی میکرده است نظری خوشبینانه به این جریان فکری است و توطئههای عوامل ضد اسلام و نفوذ آنها در آن را نمیتوان نادیده گرفت . مشخصات و ویژگیهای این طرز فکر از این قرار است : " قرآن را چنان تفسیر میکردند که گوئی جز یک کتاب آموزش مبارزه و محرک مردم برای انقلاب چیز دیگری نیست . فلسفه تاریخی از قرآن بیرون