حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٩
فی الان الثانی فی المکان الاول " بلکه سکون را تنها از سکون دوم در مکان اول انتزاع کرده اند ، بر این اساس قائل به اکوان شده اند ، یعنی اکوان متعددی اینجا وجود دارد و بعد آنات اکوان هست . حکما به این معنی قبول ندارند که شیء ساکن دارای اکوانی است ، بلکه مجموع بودن شیء ساکن در مکانی را یک کون میدانند ، نه اینکه به عدد آناتی که فرض میشود اکوان وجود دارد . در اینجا یک مطلبی به نظر میرسد که تأیید میکند نظر آقای طباطبائی را راجع به اینکه شیء در حال سکون هم در حال حرکت است . متکلمین میگویند شیء که در جایی ساکن است اکوان متعددی پیدا میکند ( که این فی حدذاته نظر دقیقی است یعنی آنها هم حتی در حال سکون ثبات را انکار کردند ، که نظریه عرفا هم درباب تجدد اکوان همین است ، یعنی هر شیء را که شما ساکن و با حالت یکنواخت میبینید ، و فکر میکنید حالتی را که در این آن دارد عین حالتش در آن سابق است ، اشتباه است ، در هر آنی این شیء کونی دارد و در آن دیگر کون دیگر و . . . منتهی ظاهر تصور متکلمین و عرفا اینست که این اکوان متعدد است و از هم منفصل میباشند ، یعنی فصل و وصل میشود . ) این معنی را فیلسوف قبول نمی کند . فیلسوف یک کون واحد مستمر را قبول میکند ، و میگوید : اگر میگوییم شیء در یک دقیقه یعنی در آنات متعدد در مکان اول قرار دارد نه اینکه این قرار مجموع اکوان باشد ، بلکه به معنای کون واحد قار است . اینجا قهرا این سؤال پیش میآید که آیا بر آن زمان میگذرد یا نمی گذرد ؟ میگوییم زمان میگذرد . آیا کون قاری که اینجا هست مثلا به اندازه یک دقیقه ، آیا این سکون امتداد یک دقیقه ای را دارد یا نه ؟ اگر امتداد ندارد پس غلط است بگوییم یک دقیقه قرار داشت ، چون امر ممتد تنها با امر ممتد مثل زمان قابل انطباق است ، و غیر ممتد با ممتد قابل انطباق نیست اگر امتداد دارد پس باید حرکت کند . ناچار متکلمین باید بگویند سکون زمانی نیست و بالعرض والمجاز زمانی است ، در حالیکه از نظر حکما زمانی