حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
لا یأبی ذلک أصلا لان الحرکة و الزمان و ما یجری مجرا هما من الامور الضعیفة
الوجود التی وجود کل جزء منها یجامع عدم غیره ، و التدریج فی الحدوث
لاینا فی وجود الشیء الممتد الواحد بتمامه فی مجموع الزمان الذی هو أیضا
متصل واحد شخصی فی نفسه بل انما ینافی وجوده بتمامه أو وجود بعض منه فی
الان . ثم لایلزم أن یکون لکل حادث ابتداء آنی یوجد هو أو جزء منه فی ذلک
الان ، و هذا الغلط انما نشأ من اشتراک لفظ الابتداء بین معنیین متغایرین
فان لفظ الابتداء قد یطلق علی طرف الشیء و نهایته وقد یطلق علی الان الذی
یوجد فیه الشیء الدفعی الحدوث المستمرالذات أولا ، والحرکة لیست مما
یوجد دفعة ثم یستمر ، فلیس لها آن أول الحدوث ولا لجزء منها لان
جزءالحرکة أیضا حرکة ، بل لها طرف و نهایة یختص بان هو منطبق علی طرفها
.
[ ما ذکره الشیخ فی النجاش فی تعریف الحرکة ]
ومن تعاریف الحرکة ما ذکره الشیخ فی النجاش وهو : " ان الحرکة تبدل حال قارش فی الجسم یسیرا یسیرا علی سبیل اتجاه نحو شیء والوصول به الیه ، و هو بالقوش أو بالفعل ( ٢١ " .فلنبین قیود هذا التعریف و احترازاته . فقوله : " تبدل حال قارش " احتراز عن انتقال من حال غیر قارش الی حال غیر قارش اخری کانتقال من متی الی متی أو من فعل الی فعل أو من انفعال الی انفعال اذ تلک الامور أحوال غیر قارش ( ٢٢ ) ، والا نتقال منها
٢١ - در کتاب " نجات " که در مصر چاپ شده است [ صفحه ١٠٥ ] بجای " أو بالفعل " لفظ " لابالفعل " آمده است و این غلط است و صحیح همان " أوبالفعل " است . و مرحوم آخوند هم برای همین قید " بالفعل " نیز وجه ذکر کرده است . و نجات چاپ مصر زیاد غلط دارد ، من وقتی که کتاب " التحصیل " را تصحیح میکردم متوجه این مطلب شدم زیرا بعضی مواقع التحصیل را از روی نجات و بعضی اوقات نجات را از روی " التحصیل " تصحیح میکردم و بعضی موارد میدیدم که مطلبی که التحصیل آورده قطعا درست و آنچه در " نجات " آمده غلط است . ٢٢ - یعنی در ماهیت این امور عدم قرار خوابیده است و ماهیتا غیر قار هستند .