حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٠
یعنی همان جنس الاجناس ، یعنی خود مقوله را در نظر بگیرد . و بعد هم گیرم که ما بگوییم ماهیت باقی است ، ماهیت که امر اعتباری است و از آن کاری برنمی آید که بتواند حافظ وحدت باشد . در بعضی کلمات دیگر مرحوم آخوند آمده است که حافظ وحدت مراتب در حرکت جوهری ، امر مفارق و مجرد است ، این هم یک حرف سوم . یک حرف دیگری هم مرحوم آخوند در این مورد دارد و آن اینکه : اساسا ما نیاز به موضوعی غیر از خود جوهر نداریم . در حرکات عرضیه اگر نیاز به موضوع داشتیم برای این جهت بود که آنها خودشان عرضند و نیاز به موضوع دارند به خلاف جوهر . به عبارت دیگر : نیاز به موضوع برای این است که حافظ وحدت مراتب حرکت باشد ، نفسصور جوهریه خودشان وحدت دارند و همان مافیهالحرکه که وحدت دارد من اوله اولی آخره خودش حافظ وحدت خودش است و نیازی به موضوع نداریم . آقای طباطبائی در حاشیه همین را اساس اشکال بر مرحوم آخوند قرار داده اند که چرا شما اصرار دارید برای اثبات موضوع در حرکت جوهریه ، قدما که موضوع را برای حرکت لازم میدانستند برای این بود که آنها فقط به حرکت در اعراض قائل بودند و لذا میگفتند موضوع لازم است اما حرکت در جوهر که نیازی به موضوع ندارد ، و دلیلی نداریم که حرکت از آن جهت که حرکت است نیازمند به موضوع باشد . لذا تلاش برای اثبات موضوع در حرکت جوهری تلاش بیجائی است . پس این اشکال [ عدم موضوع ] در حرکت جوهری من رأسه وارد نیست . در اینجا چند بحث هست : یکی اینکه آیا کلمات مرحوم آخوند در مورد موضوع حرکات جوهری واقعا متخالفند یا قابل جمع هستند و همه بیانات در طول یکدیگر قرار میگیرند نه در عرض یکدیگر . مرحوم آقا علی مدرس در " بدایعالحکم " مدعی میشود که