حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
مثال زد که حرکت کنونی عقربه ساعت معلول حرکت محور مرکزی متصل بدان است و حرکت این محور که به منزله علت است با حرکت عقربه که معلول بشمار میرود در عین حال هر دو همزمانند و تقدم و تأخری در کار نیست و یا در همین ساعت می بینیم که دهها چرخ دنده واسطه میشوند تا حرکت از فنر ساعت که منبع انرژی آن است به عقربه ها متصل شود ولی در عین حال این طور نیست که اول حرکت به چرخ دنده اول منتقل شود آنگاه به دومی و همین طور تا برسد به عقربه اخیر ، حرکت عقربه در هر آنی اثبات وجود منبع نیرو برای همان " آن " میکند بدون اینکه تعاقب زمانی در کار باشد . به هر جهت این ایرادی که ذکر شد بر تصوری که فلاسفه اسلامی از برهان محرک اول دارند وارد نیست و تصور این فلاسفه با فلاسفه غربی فرق اساسی دارد که علت آنهم ناشی از همان اصل چهارمی است که به عنوان مقدمه استدلال بیان کردیم که ایراد هم متوجه همین قسمت است . یعنی اگر سلسله علل معیت زمانی نداشته باشند ( به طوری که بتوان پس و پیش به آنها گفت ) در این صورت تسلسل باطل نیست و چون در تصور اروپائیان سلسله علل تعاقب زمانی دارند لذا ایراد به آنها وارد است . ولی تسلسل در امور همزمان باطل است ، و تصور فلاسفه اسلامی علل همزمان است و لذا تسلسل هم در آنها ممتنع است .
اشکال دوم : حرکت نیازمند محرک نیست .
دومین ایراد که بر برهان محرک اول وارد شده ، از ناحیه علم جدید و توجیه حرکت از این نقطه نظر است . بر مبنای این توجیه بسیاری از مسائلی که قدما در باب حرکت قائل بودند تخطئه میشود. در مقدمه استدلال به عنوان اصول استدلال ارسطوئی محرک اول ، اولین اصل را این ذکر کردیم که " هر حرکتی احتیاج به محرک دارد " ، ایراد دوم متوجه همین اصل است ، زیرا که علم جدید میگوید ، بر طبق مشاهدات و تجربیاتی که شده و بسیاری از مسائل