حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٣
أو أکثر الحیوان ولایصح فی النبات لانها لاتنقسم الی أجزاء ، کل واحد منها
قد یستقل فی نفسه ( ٣١ ) ، أو لعل للحیوان والنبات أصلا غیر مخالط ( ٣٢ )
لکن هذا مخالف للر أی الذی یظهرمنا ، أولعل المتشابه بحسب الحس
غیرمتشابه فی الحقیقة ، والجوهر الاول ینقسم فی الحوادث من بعد انقساما
لایعدمه مع ذلک اتصالا و فیه المبدأ الاصلی ، أو لعل النبات لاواحد فیها
بالشخص مطلقا الا زمان الوقوف الذی لابد منه ، فهذش أشراک و حبائل اذا
حام حوالیها العقل وفرع علیها و نظر فی أعطافها رجوت أن یجد من الله
مخلصا الی جانب الحق . و أما ما علیه الجمهور من أهل النظر فلیجتهد کما
عنینا فی أن یتعاون علی درک الحق فی هذا ولا ییأس من روح الله " ،
انتهی کلامه .
فعلم من ذلک أنه متحیر فی هذه المسألة ، ثم کتب الیه ذلک التلمیذ
أوغیره : " ان أنعم الشیخ أدام الله علوه باتمام الکلام فی اثبات شیء
ثابت فی سائر الحیوانات سوی الانسان و فی النبات کانت المنة أعظم " ،
فکتب فی جوابه : " ان قدرت " انتهی .
> بسته نیست ، اگر اول باطل شود دوم باطل میشود ولاعکس ، مثلا جوهر نفس در ابتدا پیدا میشود ولی صورتهای بعدی به منزله قوای نفس هستند ، اگر جوهر باطل شود قوا باطل میشوند ولاعکس . ٣١ - یعنی به اجزاء تقسیم نمی شوند بلکه هر کدام از اینها میتوانند استقلال پیدا کنند . شیخ نمی گوید که همه به شکل غیر مستقلند بلکه همه میتوانند به صورت مستقل وجود داشته باشند ، همه آنها به صورت اجزاء اصلی هستند . اشکال : در نبات همه اجزاء اصلی هستند . پاسخ : شیخ این طور میگوید مثل اینکه مثلا میشود از همه قلمه زد . ٣٢ - این حرفی که اشراقیون قائلند که اعتقاد به مثل دارند و میگویند هر نوعی یک رب النوعی دارد که حافظ وحدت آن است ، میگوید این را هم در جاهای دیگر باطل دانستیم و نمی توانیم به چنین چیزی قائل باشیم .