حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٠
بودن سکون حقیقی است . زیرا مثلا وقتی انسان یک ساعت حرکت میکند این
حرکتش واقعا امتدادی دارد به امتداد زمان ، سکون هم همینطور است با این
فرق که در حرکت دو امتداد هست ، امتدادی به امتداد زمان و امتدادی به
امتداد مسافت ، ولی در سکون امتدادی به امتداد زمان هست ولی امتدادی
یک بعدی نه دو بعدی ، به عبارت دیگر حرکت یک حقیقتی است دو بعدی که
له بعد بحسب المسافة وله بعد بحسب الزمان ، سکون حقیقتی است یک بعدی
که له امتداد و بعد بحسب الزمان فحسب ولیس له امتداد بحسب المسافة .
علت اینکه یک بعدی است اینست که خودش نوعی از حرکت است ، یعنی
حرکت شیء در جای خودش و به همین لحاظ که حرکت است زمان دارد و لذا
همین طور که یک ساعت حرکت منطبق بر یک ساعت زمان است یک ساعت
سکون هم منطبق بر یک ساعت زمان است ، حرکت درجا است . [ و این مؤید
نظر علامه طباطبائی است ]
اگر سکون را اینجور بیان کنیم هر سکونی هم امر وجودی خواهد بود . شیء
در حالیکه ساکن است متلبس به یک امر وجودی است که این امر وجودی نوعی
از حرکت است ، یعنی عدم محض ولا وجود محض نیست . از این جهت زمانی
بودن آن هم حل میشود . سکون را که حکما و متکلمین به قرار و اکوان معنی
کرده اند [١] ، پس سکون امر وجودی میشود ، و نسبت سکون و حرکت نسبت
تضاد میشود .
ولی بعضی آمدند و گفتند سکون عدم حرکت است ، به این معنی که شیء قابل
حرکت ، یک وقت این تحرک برایش فعلیت دارد و یک وقت فعلیت ندارد
، اگر فعلیت پیدا کند ، این شیء متحرک است ولی اگر فعلیت پیدا نکند ،
این سکون است . پس سکون عبارت است از عدمالحرکه مما یقبل الحرکة و من
شانه الحرکة ، مرحوم آخوند نیز این تعبیر را پسندیده اند و این مطلب هم
مطلب درستی است .
[١] حرکت را هم اکوان معنی کرده اند منتهی فی کل آن فیمکان غیرالمکان الاول .