حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٠
و حرکت توسطیه مربوط میشود .
ایشان اول مطلب را با یک تمثیل روشن میکنند و میگویند شما اگر یک
رأس مداد یعنی نقطه ای را در نظر بگیرید ، اگر این را همین جور عبور
بدهید آیا این نقطه از نقطه ها عبور میکند یا نه ؟ حتما عبور میکند اگر
بگوییم این نقطه عبور کننده در دو آن با یک نقطه تماس دارد درست نیست
بلکه این نقاط را استمرارا عبور میکند . ایشان میگویند در باب حرکت
مطلب همین طور است و ما نمیتوانیم بگوییم شیء مستمر فقط موضوع است و
سواد مستمر نداریم ، در اینجا یک سواد مستمر مانند نقطه مستمر داریم ،
به این معنی که این مراتب سوادها یک وحدت بینشان هست و این جور نیست
که از یکدیگر جدا باشند ، نوعی از سواد پیدا شود و معدوم گردد و باز نوع
دیگری و همچنین . نه ، این طور نیست . ضمن اینکه مراتب سوادات داریم
که همه مراتب شیء واحد هستند ، به یک اعتبار یک سواد باقی در اینجا
داریم . عین مسأله حرکت قطعی و حرکت توسطی [١] .
در همین جا به یک اعتبار میشود گفت یک شیء مستمری هست که از اول تا
به آخر زمان حرکت وجود دارد که به آن اعتبار میگوییم یک امری حادث شد
به نام حرکت و آن استمرار دارد تا آخر حرکت ، یعنی امر بسیط مستمری هم
داریم [ حرکت توسطیه ] .
پس بنابراینکه حرکت توسطیه را کسی قبول داشته باشد یک امر مستمر در
اینجا داریم ولی اگر حرکت توسطیه را کسی قبول نداشته باشد امر مستمر
نداریم ولی امر ممتد واحد داریم که هر جزئی غیر از جزء دیگر است ، ایشان
چون خودشان حرکت توسطیه را قبول دارند دائما متوسل میشوند به حرکت
توسطیه .
[١] یادتان هست که ایشان قائلند که هم حرکت قطعی داریم و هم حرکت توسطی ، یعنی اگر جسمی حرکت بکند از جائی به جای دیگر ، به یک اعتبار این حرکت یک امر ممتدی است که هر جزئش با جزئی از مسافت منطبق است و همچنین با جزئی از زمان ، و هیچ جزئی در جزء دیگر از مسافت و زمان وجود ندارد .