حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣
گفته ایم . زیرا شخص هم فقیه است و هم طبیب . ولی " الفقیه بما هو
فقیه یعالج " یا " بما هو طبیب یعالج " ؟ قهرا به اعتبار طبیب بودن
است که آن شخص میتواند معالجه کند . در این صورت اتصاف فقیه به
معالجه امری " بالعرض " است . در اینجا چون فقیه و طبیب متحدند ،
صفت معالجه که با لذات صفت طبیب است ، به متحد آن بطور بالعرض و
مجازا نسبت داده میشود .
حرکت نیز بعنوان صفت ، به دو صورت فوق به اشیاء نسبت داده میشود .
یک وقت یک شیء به حرکت متصف میشود و یک شیء دیگر باعتبار ملابستی که
با آن دارد ، حرکت را به آن هم نسبت میدهیم . مثل حرکت کشتی که حرکت
را به اعتبار نوعی ملابست میان کشتی و افراد داخل آن ، به آن افراد نیز
نسبت داده میشود ، [١] همچنین محرک که سفینه را به حرکت درآورده ،
بالذات محرک سفینه است و بالعرض محرک افراد داخل کشتی است .
٢ - دومین تقسیم ، تقسیم محرک است به محرک بلاواسطه و محرک مع
الواسطه . یعنی قوه محرکه یک وقت بدون وساطت ابزار ، ایجاد کننده
حرکت است و یک وقت با ابزار این عمل را انجام میدهد . مثلا قوه موجود
در عضلات بدن ، عصب را بلاواسطه حرکت میدهد ولی دست را بواسطه عصب و
پی حرکت میدهد .
٣ - تقسیم سوم ، تقسیم محرک است به " محرک علی سبیل المباشره " و
" محرک لاعلی سبیل المباشره " . [٢] منظور از حرکت علی سبیل
المباشره این است که محرک حرکت را بر جسم عارض میکند ، مثل تمام
حرکات عرضیه . و اما در حرکت لاعلی سبیل المباشره ، محرک موجد ذاتی
است که حرکت جزء آن ذات است . توضیح این مطلب در ضمن مباحث آینده
خواهد آمد و در اینجا اطاله کلام نمی کنیم .
٤ - منظور از این تقسیمات ، ذکر تقسیم چهارمی است که در این تقسیم
[١] این مثال مبتنی بر نظریه خاصی در باب مکان است . [٢] این تعبیر مختص به مرحوم آخوند است و شاید تنها از فلسفه ایشان بدست می آید .