حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣
حرکت است هر نقطهای از فاصله بین مبدا و منتها را که در نظر بگیریم در آن نقطه قسمتی از آن امر ممتدی را که حرکت مینامیم انجام داده و قسمتی را هم انجام نداده که هر دوی این قسمتها در این نقطه مورد نظر معدومند یکی چون در گذشته موجود شده و دیگری به سبب آنکه در آینده موجود خواهد شد . پس این امر ممتد مورد ادعا کجاست ؟ توضیح سخن شیخ اینکه اگر وجود حرکت به گونهای بود که هر چه موجود میشد باقی هم میماند نظیر خطی که بامداد روی سطحی میکشیم که آنچه کشیدهایم باقی است تا آنچه را هم که مانده است کشیده و بعد بگوئیم این خط است ، در آن صورت میشد آنرا امری متصل و ممتد در خارج دانست ولی حال حرکت مثل خطی است که به محض رسم شدن و موجودیت پاک شده و معدوم میگردد ، و به این بیان میگوئیم که حرکت به عنوان یک کشش واحد متصل در عین خارجی موجود نیست . و اما بیان شیخ درباره اینکه حرکت به این معنا [ به معنی حرکت قطعیه ] امری ساخته ذهن است ، نظیر حرف امروز علم در باب ساختمان چشم است با یک تفاوت . علم جدید در باب خود ساختمان چشم میگوید ، نحوه کار آن به طوری است که تصویر اشیاء را تا زمانی بسیار کوتاه در خود نگاه میدارد و از همین رو اگر فاصله بین قرار گرفتن دو جسم در مقابل چشم کوتاهتر از این فاصله باشد این دو جسم تصویرشان در چشم دارای یک وحدت اتصالی خواهد بود ، عین همین سخن را بوعلی ( منتها به جای چشم در مورد قوه خیال ) میگوید : شیء در حال حرکت ، هر مقداری از حرکت را که انجام میدهد ، همین که انجام شده معدوم میشود یعنی در خارج شیء متحرک تدریجا حادث و در همان حال تدریجا هم معدوم میشود ولی در ذهن وقتی که در قوه خیال مقداری از حرکت تدریجا حادث شد به جای اینکه مثل خارج تدریجا معدوم شود تا مدتی باقی است و در همین حال از قسمت دیگر حرکت هم که در خارج موجود شده ، ذهن عکس گرفته پهلوی این قسمت قبلی ( که ما بازاء خارجی ندارد ) میگذارد و در این