حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٢
و اگر علت حادث را قدیم فرض کنیم ( البته قدیم نسبی یعنی موجود در زمان سابق ) ، اشکال انفکاک معلول از علت تامه پیش میآید . این اشکال مهمی است که در کلمات بوعلی و امثال بوعلی آمده و مورد بحث قرار گرفته است و در دو سه فصل بعد در همین جلد از اسفار بحث میشود ، در آنجا می گویند علة الحادث حادث و علة القدیم قدیم و قهرا این سئوال پیش میآید که امور حادثه عالم که طبعا نمی تواند علل آنها هم حادث باشد چگونه با قدیم مرتبط میشود . بحث دیگری که مرحوم آخوند مطرح میکند ، مسئله " ربط متغیر به ثابت " است . در این مسئله فرض این استکه علةالمتغیر متغیر و علةالثابت ثابت . درباب علةالثابت ثابت ما به اشکالی برنمی خوریم ولی در باب علة المتغیر متغیر ، با اشکال مواجه میشویم که چگونه ممکن است متغیرها به ثابت منتهی نشوند و علت آنها متغیر باشد ؟ بلکه در نهایت امر علت متغیر هم باید ثابت باشد ، قاعده علةالمتغیر متغیر چگونه در این مقام قابل توجیه است .
اشکال : محال است علت متغیر ثابت باشد .
ابتدا باید برهان " علة المتغیر متغیر " را ذکر کنیم سپس توجیه آنرا در مورد علت قدیم حادثها بیان نمائیم . گفته شد که حرکت عین تجدد و تغیر است و اجزاء آن تدریجا پیدا میشود و معدوم میگردد . علت متغیر و یا تغیر اگر ثابت باشد ، بحکم اینکه معلول از علت انفکاک ناپذیر است و انفکاک آنها محال است ، و فرض اینست که این متغیر دارای اجزاء و مراتب است و ممتد است به امتداد زمان البته تعبیر به اجزاء درست نیست چون اجزاء را در ذهن ما درست میکند ، بلکه دارای مراتب است ما میرویم سراغ همان مرتبه اول از مراتب تغییر و حرکت که فرض شده علت آن ثابت است ، میبینیم در اثر ثابت بودن علت بین علت و معلول انفکاک حاصل میشود ، چون طبق فرض ، علت قابل تغییر نیست ولی معلول از مرتبه اول میگذرد و به مرتبه دیگر میرود .