حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٨
بدانیم ، فکر میکردند که این کار محال است ، زیرا لازمه اش این است که ذات این تبدیل شود به ذات آن . در صورتی که دوشیء وقتی تبدیل میشوند به یکدیگر باید یک اصل محفوظی در بین باشد تا " این " تبدیل به " آن " بشود اگر به تمام ذات متبدل بشوند اصل محفوظ نداریم ، و این فرق نمی کند با اینکه بگوییم شیء معدوم شد و بعد چیز دیگری موجود شد . یک وقت میگوییم یک شیء معدوم میشود و بعد چیز دیگری از نو به وجود میآید که هیچ پیوندی با شیء قبلی ندارد ، این بحث دیگری است یک وقت میگوییم گذشته تبدیل به آینده میشود ، و تبدیلش به این صورت است که انقلاب ذات انجام میشود ، این را میگویند محال است . مرحوم آخوند میگویند : این مسأله که انقلاب ذات محال است ، یعنی شیء واحد در عین اینکه واحد است در دو آن دارای دو ذات باشد . بنابر اصالت ماهیت است که محال است و این حرف حرف اصالت ماهیتی است ، بنابر اصالت وجود انقلاب ذات محال نیست ، که یک شیء در دو آن دو ماهیت ، دو ذات ، دو جنس و فصل داشته باشد ، یا لااقل فصولش تغییر بکند ، از آن مقولهای که درش هست خارج نشود اما نوعیتش تغییر بکند ، یعنی نوعی تبدیل به نوعی دیگر و به عبارتی تبدل انواع صورت گیرد ، این محال نیست . ( البته تبدل انواع فلسفی نه طبیعی ) . بنابر فکر اصالت ماهیت تبدل انواع در هر شکلی ، یعنی این که ذات تبدیل به ذات دیگر و یا نوع تبدیل به نوع دیگر بشود محال است . مرحوم آخوند میفرماید بنابر اصالت وجود تبدل ذات به ذات دیگر و یا نوع به نوع دیگر و در موارد اشتداد به نوع کاملتر ، نه تنها محال نیست بلکه واقع هم هست ، یعنی در هر جا که اشتداد صورت میگیرد دائما تبدل نوع صورت میگیرد و همه حرکات اشتدادی تبدل انواع است . چرا ؟ برای این که آنها که قائل به اصالت ماهیت بودند حق داشتند بگویند تبدل انواع محال است ، تبدل ذات به ذات دیگر محال