حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤
اسمش را امکان استعدادی گذاشتیم ، در مبدعات و مجردات نیست . امکان در اینها همان امکان ذاتی است که صرفا یک مفهوم عقلی محض است و عینیت خارجی ندارد . اینکه مرحوم آخوند گفتند که نفس و صورت از نظر مرجحیت وجود به ماده احتیاج دارند ، بهتر این است که کلمه مرجح را به کار نمی بردند ، چون مرجح در جائی گفته میشود که نسبت یک شیء فی حد ذاته با دو شیء ( مثلا وجود وعدم ) مساوی باشد و در این صورت اگر چیزی پیدا شد که آن نسبت را به طرف یکی از آن دو چیز ترجیح داد ، به آن " مرجح " میگوئیم . مرجح به خوبی بر مقتضی وجود شیء ، در اجزاء علل ، صادق است . چون مقتضی ، وجود مقتضا را افاضه میکند . [ ولی ] در مورد شرائط ، مخصوصا شرائطی که به قابلیت قابل برمی گردد مثل امکان استعدادی ، باید گفت این شرائط ، تازه شیء را به سر حد امکان میرسانند . ممکن الوجودها ، اگر نحوه وجودشان تعلقی باشد ، در صورت نبودن مادهای که امکان استعدادی آنرا دارد ، اصلا امکان وجود ندارند و بلکه ممتنعالوجودند . و بعد از اینکه همه این شرائط پیدا میشود تازه می رسند به امکان . بنابراین اگر بگوئیم ماده شرطی است که با آن شرط امکان وجود پیدا میکند بهتر است از اینکه بگوئیم ماده مرجح وجود صورت و نفس است . مرجح باید در ناحیه علل فاعلی به کار رود .