حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
بعد مسافت اختلاف دارند . پس میبینیم در حرکت دو بعد هست یک بعد مسافت و یک بعد و کشش دیگر به نام زمان . این بعد دوم در حقیقت مقداری است که به متحرک امکان حرکت داده شده یعنی زمان مقدار امکان حرکت است که واقعا وجود دارد . پس خلاصه حرف شیخ که ما اینجا نقل کردیم این شد که کسانی که وجود زمان را در خارج نفی میکنند متوجه نحوه خاص وجود زمان که یک کشش غیر قار است نمی باشند و چیزی را هم که رد میکنند واقعا مردود است . زمان به اصطلاح شیخ اضعف الوجودتر از حرکت است یعنی مثل حرکت وجود دارد نه اینکه نداشته باشد منتها وجودی ضعیف تر و وابسته به آن . مرحوم آخوند از همین جا استفاده میکند و میگوید این سخن شیخ با کمال صراحت رساننده حرکت قطعیه است چه وقتی که شیخ میگوید زمان مقدار حرکت است مقصودش چه میتواند باشد آن حرکتی که مقدار داشته باشد کدام حرکت است . حرکت توسطیه که آنی است و مقدار ندارد و حال آنکه زمان امری واقعی است . آن حرکتی که مقدار دارد حرکت قطعیه است . پس شیخ هم آنچه را که ما امروز حرکت قطعیه مینامیم قبول داشته منتها به اصطلاح و تعبیر دیگری و آنچه را هم که رد میکند مصداق اصطلاح ما از حرکت قطعیه نیست ، در غیر این صورت باید گفت که شیخ در یک کتاب و در دو جای آن دو مطلب متناقض گفته است ، در حالی که شأن شیخ در مرتبهای بالاتر از این حرفها است که چنین تناقضی را در یک کتاب بیان کند .
بحث پنجم : حرکت توسطیه وجود واقعی ندارد
پنجمین ایرادی که مرحوم آخوند به شیخ میگیرد به صورت توجیه نیست و بلکه نقضی و به عنوان اشکال و ایراد مطرح میکند ( و البته اصل ایراد هم بسیار اساسی و وارد است ) منتها مرحوم آخوند بعد از بیان ایراد باز به یک نحو آن را توجیه میکند که از نظر ما توجیه درستی نیست ، ایراد مرحوم آخوند این است