حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٨
شیخ اشراق قائل است حرکت عرض است ، و عرض احتیاج به موضوع دارد پس
موضوع در حرکت همان موضوع در سایر عرضها است ، ( والبته مبنای این بیان
که عرض بودن حرکت است مردود است ) .
بیان دوم : که بیان خود مرحوم آخوند مبتنی بر آن است ، اینستکه حرکت
یک امری است بین القوش والفعل ، یعنی امری است که تدریجا از قوه به
فعل میرسد ، پس حادث و بلکه عین حدوث است ، و ما قبلا ثابت کردیم که
هر حادثی نیازمند به قابل است و گفتیم " کل حادث مسبوق بقوش و مادش
تحملها " پس هر چه که حدوث پیدا میکند ، نیاز به موضوع ، ماده ، بدن
دارد ( با اختلاف حادثها اسم حاملش مختلف میشود ) . به عبارت دیگر
آنچه که حادث میشود نحوه وجودش وجود تعلقی و مقبولی است و وجودش
همیشه به صورت مقبول باید باشد [١] . پس این بیان با بیان سابق فرق
دارد و بنایش بر اینستکه حرکت حادث و مقبول است و وجودش وجود تعلقی
است و احتیاج به قابل دارد ، اعم از اینکه عرض یا صورت باشد ، کلام
مرحوم آخوند در اینجا به همین وجه اشاره میکند .
بیان سوم ، در کلمات مرحوم آخوند آمده است و قابل مناقشه هم هست ، و
آقای طباطبائی هم مثل اینکه در آن مناقشه میکنند ، و آن اینکه حرکت در
وحدت شخصیة خودش [ احتیاج به موضوع دارد ] . یک مبحث مهمی است که
بعدا میآید ، و آن اینکه تشخص حرکت به چیست ؟ ملاک تعدد ، یا وحدت و
کثرت در حرکت چیست ؟ شکی نیست که اگر حرکتهائی داشته باشیم که فاعلها
و موضوعها و زمانها و مبدأها و منتهی ها ، همه در آنها مختلف باشند ، آن
حرکتها هم متعدد و متکثر خواهد بود ، مثلا یکی حرکت در مکان باشد و دیگری
حرکت در کیف و امثال آن ، یا حرکتی از مبدأ شروع شود و به منتهی ختم
شود و
[١] اشکال : این برمیگردد به بیان اول که میگفت حرکت عرض است و احتیاج به محل دارد . پاسخ : نه ، قابل اعم از موضوع و محل عرض است ، صورت هم احتیاج به ماده دارد ، ولی ماده موضوع عرض نیست و صورت هم عرض نیست .