حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣
بخواهد به آن ملحق شود ، بلکه مثل زوجیت و اربعه است [١] .
حرف مرحوم آخوند اینستکه آن حرکتی نیازمند به علت است ، یا متحرکی
نیازمند به علت است که آن حرکت خارج از ذات متحرک باشد مثل حرکات
عرضی ، اما حرکتهای ذاتی که به یک اعتبار متحرک و حرکت یکی است ، در
آنجا همان علت ایجادی متحرک علت حرکت هم هست ، چون حرکت در اینجا
با متحرک در خارج دو چیز نیست ، بلکه از قبیل وحدت است با شیء .
وحدت مفهوما با اشیاء مغایر است ولی آیا این شیء ابتداء موجود میشود
بعد وحدت مثل یک شیء خارجی به آن اضافه میشود ؟ یا وحدت از حاق ذات
آن انتزاع میشود ؟ دومی درست است .
پس جواب اشکال این شد که " علةالمتغیر متغیر " در حرکات ذاتی که
از ذات شیء انتزاع میشود جاری نیست و مربوط به حرکات عارضی است که
تغییر زاید بر ذات شیء باشد .
در اینجا این سؤال پیش میآید که در حرکات ذاتی درست است که نفس
تغییر ، علت مستقل نمی خواهد و علت تغییر همان علت مفیض متغیر است
ولی آیا در همین علت ، بحکم اینکه موجد شیء متغیری است ، اصل " علة
المتغیر متغیر " نمی آید و تغییر علت را ایجاب نمی کند ؟
مرحوم آخوند به این سؤال هم چنین پاسخ میدهند که : نه ، در علت ایجابی
و مفیض شیء متغیر هم این اصل جاری نیست ، زیرا که مفیض ، تغییر را
افاضه نمی کند ، بلکه مفیض اصل شیء است که تغییر از آن انتزاع میشود ،
به عبارت
[١] امروزیها هم گاهی از حرکت ذاتی میزنند ، ولی حرف آنها اینستکه همان حرکت عارضی ما را میخواهند ذاتی بنامند ، مثلا میگویند حرکت در این که جسم انجام میدهد ، لازمه جسم است . و حال آنکه حرکت در أین عارضی و زاید بر حقیقت جسم است و ممکن نیست لازمه جسم باشد . اگر چیزی ملحق شده باشد و عین ذات شیء نباشد به این معنا است که جسم آنرا قبول میکند و قبول کردن جسم آنرا ، نیازمند به فاعل است که حرکت را به آن بدهد ، پس ذاتی نیست و عارضی است . ولی اگر حرکت ذاتی میگوییم مقصود چیزی است که از خارج به جسم وارد نشده باشد .