حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٨
بما هو موجود است بلکه حرکت بنابر مسلک ایشان که قائل به حرکت جوهری هم هستند از عوارض موجود بماهو موجود است ، بهتر این بود که از اول ، بحث تحت عنوان " حرکت وسکون " شروع میشد و آنچه که مربوط به قوه و فعل است مثل تعریف قوه و یا اقسام قوه انفعالی و امثال این ، جزء مبادی بحث قرار میگرفت . و اما به چه دلیل بحث حرکت و سکون از عوارض موجود بماهو موجود است در محل خودش بحث کردیم . ٢ - یکی از مسائلی که اینجا باید مطرح شود و ایشان هم مطرح کردهاند بحث " تعریف حرکت " است یعنی بحث تعاریف حرکت ، و اینکه بهترین تعریف و جامع ترین تعریف برای حرکت چه تعریفی است . صحیح این بود که از اول این طور شروع میکردیم : " فی الحرکة والسکون " . تحت این عنوان حرکت و بعد هم سکون را تعریف میکردیم نه به این صورت که در این کتاب آمده یعنی حرکت را تعریف کردند و بعد از سی و سه فصل عنوان " فی حقیقةالسکون " را بحث کرده اند وقتی حرکت و سکون مورد بحث است باید در همان جا که تعریف حرکت و ماهیت آن بیان شد در همان جا تعریف سکون را هم میآوریم . ٣ - و بعد از این بحث میپرداختیم به " ارکان حرکت " و اینکه حرکت به چه اموری متقوم است . در اینجاست که حکما میگویند حرکت به شش چیز نیاز دارد : مامنه یا مبدأ ، ماالیه یا منتهی ، مابه یا موضوع ، مافیه یا مسافت ، ماعلیه یا زمان ، ماعنه یا فاعل . در این مبحث ترتیب مباحث به این صورت باید باشد : الف : بحث فاعل حرکت و اینکه حرکت به فاعل نیاز دارد یعنی " محرک یا فاعل حرکت " ، فصل بعدی را تشکیل میدهد : خیلی از مباحثی که در این کتاب در فصول متفرق بحث شده است میبایست در تحت عنوان " محرک یا فاعل حرکت " بحث شود ، مثل این بحثها : بحث نیاز حرکت به فاعل قریب ، کل متحرک فله محرک ، فاعل مباشر هر حرکت طبیعی باید طبیعت باشد و فاعل مباشرش نمی تواند ماوراء الطبیعه باشد ، این بحث که ان کل جسم لابد ان یکون فیه مبدء و