حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٣
هستیم ، باقی و زایل هستیم ، واحد و کثیر ، بالقوه و بالفعل موجود و معدوم هستیم . مرحوم آخوند که از این سه امر فارغ میشود میگوید حالا بحث را دنبال میکنیم در حرکت در جوهر ، ظاهر عبارت این است که میخواهد وارد براهین حرکت در جوهر بشود ولی اینطور نیست . براهین حرکت در جوهر یکی همان ربط متغیر به ثابت بود که گفتیم و بقیه اش را هم بعدا ذکر میکنند . مقصودش این است که اشکالات حرکت جوهریه را رفع میکنیم ، آنچه که تا بحال در این فصل بیان شد مقدمه ای بود برای رفع اشکالات از حرکت جوهریه . میگوید : بنابر آنچه که مطلب را در اشتدادهای عرضی ذکر کردیم و گفتیم در آنجا انواع بلانهایة بالقوه است و امر بالفعلی وجود دارد که وجود است و گفتیم در اشتدادهای عرضی دائما انقلاب ذات صورت میگیرد ، پس تحلیل دقیق و صحیح ما از حرکات اشتدادی جاده حرکت جوهریه را کوبید چون در حرکات جوهریه ما به دو چیز نیاز داریم : یکی محال نبودن انواع غیر متناهی و دیگری محال نبودن انقلاب ذاتی ، و با بررسی های سابق این سنگها را از سر راه حرکت جوهری برداشتیم ، و اثبات کردیم که در آنجا هم انواع غیرمتناهی بالقوه است نه بالفعل و منشأ انتزاعشان هم وجود است نه موضوع که شیخ و اینها خیال کردند و دیگر اینکه گفتیم در حرکات اشتدادی عرضی دائما انقلاب ذات هست بعد نقل میکند عبارت شیخ را در مورد محال بودن حرکت در جوهر .
برهان شیخ بر امتناع حرکت جوهر
شیخ گفته است : اگر بخواهد حرکت در جوهر صورت بگیرد ، سؤال میکنیم این جسم که در جوهر حرکت میکند اکنون دارای نوعی هست یا نه ؟ میگوییم هست . میگوید اگر حرکت در جوهر پیدا بکند آیا آن نوع باقی است یا باقی نیست ؟ اگر بگویید باقی است آیا آنچه که بعد پیدا میشود نوع دیگری است یا تنها یک سلسله عوارض برای او پیدا شده است ؟ اگر نوع دیگری