حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
ساکنی را فرض کنیم و بعد بر مبنای این فرض غیر ضروری خود را ملزم به یافتن محرک اول کنیم . پاسخ : این ایراد بر برهان محرک اول که بیشتر به عنوان شک و تردید هم بیان می شود بر تصوری از محرک اول وارد است که مقبول خاطر فلاسفه اروپائی و دانشمندان غربی است و همچنانکه از متن ایراد مستفاد است علتها و معلولها در این تصور ، زمانی فرض میشوند و هر حرکتی معلول محرکی پنداشته میشود که در زمان قبل از معلول خود وجود داشته است . در حالی که بنا به اعتقاد فلاسفه اسلامی مطلب به گونهای دیگر است . تصور این متفکرین از محرک اول این است که هر متحرکی با محرک خود همزمان است و علت هر حرکت با آن تقدم و تأخر زمانی ندارد و اساسا امکان ندارد عامل و علت لحظه قبل بتواند برای حرکت لحظه بعد محرک و علت شناخته شود و بلکه حرکت در هر لحظه ای عاملی میخواهد که در همان لحظه وجود داشته باشد . از اینرو تعلیل فلسفی حرکت با تعلیل علمی و حسی آن متفاوت است ، از نظر حسی علت حرکت برگ مثلا ، حرکت قبلی باد است ، ولی از نظر فلسفی علت هر حرکت ( به استثنای حرکتهای جبری و تبعی مثل حرکت انگشتر به تبع حرکت دست ) طبیعت شیء متحرک است ، پس باید دنبال علت طبیعت و یا علت حرکت و تغییر طبیعت رفت . پس علت هر حرکت خود طبیعت است که همزمان با حرکت است . و بعد از یافتن چنین عاملی همزمان با معلول خودش ، آنگاه اگر این عامل متحرک باشد باز هم دنبال محرکی همزمان با همین عامل ( و نه قبل از آن ) میرویم . و خلاصه همواره باید برای یافتن محرک هر حرکتی به دنبال عامل همزمان آن رفت و مقصود از محرک اول یا خدا در فلسفه ، آن انگشتی که اولین حرکت را در کارخانه خلقت ایجاد کرده نمی باشد و بلکه مقصود ، آن نیروی اساسیئی است که هم اکنون وجود دارد و اگر حرکت از ازل چنین بوده ( وجود داشته ) آن نیرو هم باید از ازل وجود داشته باشد ( به اقتضای این برهان ) . در مقام تشبیه میتوان عقربه ساعت را