حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
تا ناگهان از بین رفته و یا تبدیل به شیء دیگری مثل بخار بشود . ولی هیچ جسمی نداریم که تدریجی الحدوث و تدریجی الفنا باشد یعنی وجود و عدمش ، بقا و فنایش توأم با یکدیگر باشند و از همان حیث که موجود میشود ، معدوم بشود که این معنای وجود قطعی است . پس نحوه وجود اجسام به صورت توسط است و وقتی که حال جسم که منعوت و معروض حرکت است چنین باشد پس حال عارض هم که حرکت باشد به همین صورت دفعی الحدوث و مستمر البقا خواهد بود . البته گفتیم که بیان این وجه از طرف مرحوم آخوند مبین وجیه بودن آن نیست بلکه صرفا به عنوان یک توجیه آمده که آنگاه خود ایشان هم به آن پاسخ میدهند که : جسم ماهیتی مرکب از صورت و ماده است . صورت جسم همین صورت جسمیه ای است که میبینیم و برهان در جای خودش ثابت کرده است که این صورت عارض بر ماده ای است . حالا باید دید که جسم که معروض حرکت است آیا حرکت عارض بر ماده آن است و یا صورت جسمیه است که حرکت را قبول میکند . اگر معروض حرکت صورت جسمیه بود مطلب همین بود که شما گفتید و حرف درستی است چون صورت جسمیه آنی الحدوث و مستمرالبقا است پس حال عارض آن نیز باید چنین میبود ولی در همین باب مفصلا بیان میشود که قابل حرکت ماده جسم است و قابل حرکت و فاعل حرکت آنا فانا متجدد و متحرک میشوند ، یعنی ماده در هر آنی دچار تغییر و متحرک به یک حرکت جدیدی میشود و حرکت هم که صفت اوست به همین نحو آنا فانا موجود و معدوم میشود . به این ترتیب مرحوم آخوند این وجهی را که برای شیخ ذکر کرد وجیه نشمرده است ولی در خود همین بیان مرحوم آخوند به همین اندازه هم که قبول کرده است حرف است ، چه بر مبنای ایشان همانطور که این مطلب در جاهای دیگر هم آمده در مورد صورت جسمیه هم نمی توان گفت که دفعی الحدوث و مستمرالبقا است ، زیرا ایشان که قائل به حرکت جوهریه میباشند نمی توانند این مطلب را