حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٨
صورت داشته باشد ، بین الصورتین دارای چه صورتی است ؟ این مثل خیمه و عمود و آن مثل عامیانه است ، در عمود ما مانعی ندارد که در یک لحظه هر دو با هم باشند بعد یکی از آن دو برداشته بشود و دیگری باقی بماند ، این خیمه حداقل به یک عمود احتیاج دارد ، دو عمود که برایش مانعی ندارد ، ماده که چنین نیست و نمی تواند در یک آن دو صورت داشته باشد . پس ماده که همیشه باید با یک صورت باشد با کدام صورت ؟ صورت اول که معدوم شده و صورت فعلی که حادث شده ؟ در اینجا شیخ گفته ماده مع صورش ما محفوظ است و کوچکترین جزء زمان هم فاصله بین دو صورت نمی شود ، یعنی تخلل زمان بین دو صورت نشده است . از همین جا مرحوم آخوند برهانی اقامه کرده است که چنین چیزی محال است که بگوییم صورتی رفت و صورت دیگری آمد و در یک آن صورت گرفت ، این محال است و تا وحدت اتصالیه بین صورتها نباشد توجیه مطلب ممکن نیست ، و حتما باید بین صورتها وحدتی باشد . آقای طباطبائی نیز در باب حرکت تمام تکیهاشان روی همین مطلب است . یعنی در میان تمام براهین حرکت جوهریه برهانی که بیش از همه نظر ایشان را گرفته است همین است که محال است صورتها متبادل بشوند ، باید بین صورتها وحدت اتصالی باشد . این یک اشکال بر برهان فصل و وصل . یک اشکال دیگر این است که در مثل آب و امثال آن اشکال زیادی نیست ، در مثل موجودات زنده اشکال بیشتر است . این مثال را خود مرحوم آخوند درباب ماهیت ، در مورد جنس و فصل ، ماده و صورت ذکر کرده است و آن اینکه اگر ما یک درختی را قطع بکنیم ، چه پیدا میشود و چه معدوم میگردد ؟ صورت نوعیه که معدوم میشود صورت جسمیه چطور ؟ آیا معدوم میشود یا نمی شود ؟ اینجاست که یک نوع اضطرابی در کلمات مرحوم آخوند دیده میشود . در بعضی کلماتش میگوید هر دو صورت معدوم میشود که قبول آن خیلی مشکل است ، یعنی اگر درختی را ما میبریم خیال میکنیم این جسم قطع شده همان جسم درخت قبلی