حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٨
دیگر خارج میشود ، و همان موضوع ملاک وحدت این انواع بالقوه است . مرحوم آخوند روی فلسفه خودش ثابت کرد که وجود خود آن مقوله ملاک وحدتش است نه موضوع . پس اگر ما ملاک نیاز به موضوع را مسأله حافظ وحدت بدانیم ، طبق نظر مرحوم آخوند در حرکت جوهریه نیازمند موضوع نیستیم همچنانکه با این ملاک در حرکتهای عرضی هم نیازمند بموضوع نیستیم . مرحوم آخوند که در اینجا اصرار دارد ماده مع صورش ما را موضوع باقی بداند ، قطعا روی همان جهتی است که ذکر شد [ یعنی حدوث حرکت و نیاز به قابل ] . به این بیان هر مرتبه ای از مراتب حرکت قابل است برای مراتب دیگر ، حرکت ترکیبی است از فعلیت و قوه ، ترکیبی است از قابلیت و مقبولیت ، درباب حرکت عرضیه قابل جسم بود و مقبول عرض ، ولی در باب حرکت جوهریه ، هر مرتبه ای قابل است و هر مرتبه دیگر مقبول ، یعنی هر مرتبه ای ماده است مع صورش ما ، و مرتبه دیگر مقبول اینست و هکذا ولی چون مراتب از هم منفصل نیستند لذا حرکت سراسر قابلیت است و سراسر مقبولیت ، سراسر موضوع است و سراسر مافیه الحرکه ، پس موضوع ومافیه الحرکه یکی شد در عین حال واقعا موضوع داریم ، یعنی این چنین نیست که ما درباب حرکت در جوهر قابل و ماده قابله نداریم . منتهی مرحوم آخوند یک نوع اصراری دارد روی مسأله حرکت توسطیه که فرض بکند ما یک امر باقی من اول الامر الی آخرالامر داریم ، اینرا گفتیم خود ایشان در یک فصل آینده در ربط حادث به قدیم ، نظر دقیقتر خودش را بیان کرده و انکار کرده حرکت توسطی را گفته آنچه که شما میخواهید اثبات بکنید که هر جا که حرکت قطعی هست حرکت توسطی هم هست و آن حرکت توسطی عبارت است از کلیی که آن کلی در ضمن همه مراتب استمرار دارد ، این یک امر انتزاعی است . حرف مرحوم آخوند این حرف است ولی در اینجا هنوز درگیر حرکت توسطی است و در اینجا میخواهد بگوید در