حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤١
وجود غیرمتناهی است که دارای هیچ ماهیتی نیست ، غیر حق تعالی از عقل اول گرفته تا هیولای اولی همه دارای ماهیتی هستند ، " کل ممکن زوج ترکیبی له ماهیت و وجود " یعنی ترکیبی است از امر اعتباری و امر حقیقی . اینجا ما به یک حرف جدیدی رسیدیم و آن این که شیء در حال حرکت هم بدون ماهیت است . تاکنون این را تنها در مورد خدا میگفتیم حالا میگوییم شیء در حال حرکت هم هیچ ماهیت بالفعل ندارد . ماهیت بالقوه دارد ، بلکه غیر متناهی دارد و ماهیت بالفعل که بتوانیم انگشت بگذاریم و بگوییم الان دارای این ماهیت است ندارد ، مثل سایه که در اثر حرکت زمین در هیچ لحظه ای خط و قد معینی نمی توانیم برای آن ثابت کنیم . بله شیء متحرک اگر از حرکت باز ایستاد در همانجا دارای ماهیت بالفعل میشود ، ولی در حال حرکت ماهیات و انواع برای آن قابل انتزاع است ، قابل انتزاع است یعنی ذهن ما این شیء را در حدی متوقف فرض میکند بعد ماهیت برای آن انتزاع میکند . این مطلب ( ماهیت بالفعل نداشتن شیء در حال حرکت ) را مرحوم آخوند سابقا در جواب فخر رازی ذکر کرد و بهتر از آن در مباحث جواهر و اعراض ( آنجا که سؤال ابوریحان بیرونی از بوعلی را ذکر میکند ) بیان میکند ، و این یک مطلب بسیار نفیس و ارزنده ای است و معنایش این میشود که در طبیعت که ما شیء ثابت نداریم ، شیئی هم که دارای ماهیت ثابت باشد نداریم . البته ایشان در مورد طبیعت به این تعبیر نگفته ولی لازمه حرفشان این است . ایشان فقط در مورد انسان این حرف را زده است و تصریح میکند که انسان نوع واحد نیست ، هر فردی از انسان یک نوع است بلکه هر فرد در هر آنی داخل در یک نوع است ، و اگر ما انسان را نوع این افراد میدانیم این در واقع جنس است برای این انواع ، نه نوع . این سومین مطلبی است که مرحوم آخوند ذکر کرده ولی نه در اینجا بلکه در جای دیگر . مطلب سومی که اینجا ذکر میکند این است که : آیا شیء در حال حرکت