حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٠
و این محال است ، این است که در همانجا که حرکات اشتدادی را قبول کردید ، در همانجا ذات متبدل میشود به ذات دیگر . اساسا اگر اصالت با ماهیت باشد حرکت اشتدادی صورت نمی گیرد ، و از آنجا که حرکت اشتدادی صورت میگیرد اصالت متعلق به وجود است . به عبارت دیگر ، در مطلب اول ما به شیخ اینجور گفتیم : شما که قائل به حرکات اشتدادی هستید هیچ فکر کرده اید که حرکات اشتدادی جز با اصالت وجود سازگار نیست و با اصالت ماهیت اصلا جور درنمی آید و حرکت اشتدادی که خود به آن قائل هستید دلیل بر اصالت وجود است . در این بند [ مطلب دوم ] شما منکر انقلاب ذات هستی و میگوئی تبدل نوع به نوع دیگر محال است و انقلاب ذات به ذات دیگر محال است و به همین دلیل هم میگوئی حرکت در جوهر محال است ، همان حرکات اشتدادی که خودت قبول داری ، دائما تبدل ذات به ذات دیگر است و انقلاب ذات به ذات دیگر است ، و اگر در آنجا انقلاب ذات جایز است چرا در حرکت جوهری جایز نباشد . پس در اصل دوم ثابت شد که در حرکات اشتدادی که امثال شیخ و ارسطو قبول دارند ، همان انقلاب ذات هست که این آقایان این قدر از آن وحشت دارند ، پس حال که انقلاب ذات ثابت شد فلیجز فی الجوهر . این نیز یکی از مطالب نفیس مرحوم آخوند است .
اجتماع اضداد در حرکت
یک مطلب دیگر که مرحوم آخوند در چند صفحه پیش در دو فصل قبل گفت و خوب بود اینجا تکرار میکرد این است که : شیء در حال حرکت ، بالفعل دارای هیچ ماهیتی نیست و بالقوه دارای ماهیات غیر متناهی است ، این مطلب را همه قبول دارند که هر موجودی دارای ماهیتی و وجودی است و میگویند تنها ذات باری تعالی است که " لاماهیت له " و ماهیتش عین وجودش است . فقط