حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٧
این مطلب را هم اینجا اضافه بکنیم که قدمای قبل از مرحوم آخوند از سه مطلبی که گفتیم ( ١ وحدت و استمرار موضوع ٢ وحدت و استمرار حرکت ٣ وحدت و استمرار مقوله ) در مورد وحدت و استمرار موضوع اتفاق نظر دارند ، درباب وحدت حرکت هم نظرشان متفق است ولی درباب مقوله که میرسیدند میگفتند وحدت موضوع کافی است برای وحدت مقوله . یعنی اگر جسمی حرکت میکند در " أین " مثلا ، اینجا جسم واحد است لذا حرکت هم واحد است ولی " أینی " که در اینجا طی میشود آیا واحد است یا واحد نیست ، یعنی آیا وجود واحد باقی دارد یا نه ؟ میگفتند بله آن هم واحد است ولی ملاک وحدتش وحدت موضوع است ، یعنی وحدت موضوع کافی است برای وحدت مقوله . در خود مقوله فرض وحدت [ مستقل ] نمی کردند و میگفتند همانجور که وحدت موضوع سبب وحدت حرکت میباشد ، وحدت موضوع ملاک وحدت مقوله هم هست ، نه اینکه خودش ملاک مستقلی برای وحدت داشته باشد . همچنانکه ملاک وحدت دانه های تسبیح رشته آنست و وحدتشان به چیز دیگری غیر از وجودشان است ، این موضوع است که ملاک وحدت مراتب " أین " است . معنای حرکت در مقوله این است که موضوع در هر آنی فردی از مقوله را دارد ( به ودی وارد این بحث میشویم که موضوع در هر آن فردی از مقوله را دارد یا نوعی از آنرا ) . حرف مرحوم آخوند این شد که : درست است که موضوع واحد است و درست است که حرکت واحد است ولی لازمه وحدت و استمرار حرکت این است که خود مقوله هم در مرتبه ذات خود وحدتی داشته باشد نه اینکه وحدت موضوع کافی باشد برای وحدت آن . حالا معلوم شد که منظور مرحوم آخوند از مثال " راس مخروط " این است که همانطور که در خود حرکت یک امر متصل متجدد و یک امر بسیط آنی الحدوث و مستمر البقاء داریم ، چون حرکت وجودا عین مافیه الحرکة است پس مافیه الحرکه مثلا سواد ، یک وجود اصل دارد که همان کلی طبیعی منطبق با مراتب