حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٨
پس لازمه حرکت جوهری و ذاتی عالم اینست که هیچ چیز و هیچ مرتبه ای از طبیعت در " آن " وجود ندارد ، طبیعت حدوث دائم و فناء دائم است ، بتمامه حادث میشود و بتمامه فانی میشود ولی حدوث و دوامی است که بهم متصل اند چون از قبیل حرکت است ، نه اینکه واقعا فانی شود و از نو حادث شود ، بلکه یک حدوث متصل و یک فناء متصل ، حتی امروزی ها هم این حرفی را که میگویند بدون اینست که به عمق مطلب پی برده باشند . طبیعت یک جریان دائم است ، پس هیچ مرتبه ای در مرتبه بعد نیست کما اینکه در مرتبه قبل نیست ، در عین حال تکامل هم هست ، چون معنای تکامل انباشته شدن تحصیل شده نیست ، بلکه معنایش اینست که طبیعت در هر مرتبه استعداد یک مرتبه از کمال را دارد که در مرتبه بعد استعداد کمال بیشتر را دارد ، حتی در مثل رنگها و مانند آن هم مطلب همین طور است . اینجور نیست که سیب که دارد قرمز میشود یک مقدار قرمزی را پیدا میکند ، این را نگه میدارد و یک مقدار دیگر به آن می افزاید ، آنرا باز نگه میدارد و باز بر آن میافزاید و هکذا ، نه ، اینجور نیست ، هر درجه ای از قرمزی که برای سیب پیدا میشود پیدا شدنش ملازم است با از بین رفتن ولی هر مرتبه ای که از بین میرود سیب مستعد میشود که در مرتبه بعد ، درجه کاملتر را پیدا کند .
تکامل در حرکت أینی و وضعی
با این حساب مسأله اشتداد و مسأله حرکت أینی همه حل میشود . منتهی فرق حرکت أینی در این جهت است که در حرکت أینی هر مرتبه استعداد مرتبه دیگر است که این را اگر از نظر قوه و فعل نگاه کنید تکامل است ، ولی از نظر فعلیت قبلی با فعلیت بعدی تکامل نیست ، یعنی شیء در حرکت أینی و حرکت وضعی ، استعداد اینکه در مرتبه بعدی کامل تر باشد را ندارد . این به طبیعت " أین " بستگی دارد ، یعنی در حرکت أینی نیز از نظر حرکت از قوه به فعل تکامل است