حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٥
حرکت در این دو مقوله ، چون حرکت عین این دو مقوله است و حرکت در
حرکت محال است .
سپس بر مرحوم آخوند ایراد گرفتند که حرکت نمی شود عین مقوله ان یفعل
و ان ینفعل باشد . حکیم سبزواری از یک نظر ایراد میگیرند و آقای
طباطبائی از نظر دیگر .
حاجی نظرشان به این جهت است که حرکت اساسا جزء ماهیات نیست که
بگوئیم عین این مقوله است یا عین این مقوله نیست ، بلکه باب حرکت
باب نحوه وجود است و لذا در مقولات مختلف پیدا میشود ، والا یک ماهیت
که محال است داخل در چند مقوله باشد آنچه از سنخ وجود است میتواند داخل
در چند ماهیت باشد ، مرحوم آخوند هم همیشه این حرف را میگوید ، و وجود
را به ثابت و سیال تقسیم میکند و سیلان را نحوه وجود میداند ، حرکت را
نحوه وجود میداند .
ایراد آقای طباطبائی به مرحوم آخوند اینست که : مقولات اجناس عالیه
هستند ، و اجناس عالیه را خودتان مثل دیگران قبول دارید که متباینات
بالذات هستند نه متباینات بالاعتبار ، اینجور نیست که یک شیء به یک
اعتبار یک مقوله باشد و به اعتباری مقوله دیگر ، مثلا یک شیء به اعتباری
جوهر باشد و به اعتبار دیگر کیف باشد ، چون مقولات با ذات اشیاء ارتباط
پیدا میکند و ذاتیات بااعتبار قابل تغییر نیست ، پس چطور میگویید
مقوله ان یفعل و ان ینفعل هر دو حرکت هستند ولی حرکت به اعتبار نسبتش
با فاعل ان یفعل میشود و به اعتبار نسبتش با قابل ان ینفعل ؟
فعل و انفعال مقوله نیستند
این دو ایراد را بر مرحوم آخوند گرفته اند و ظاهر اینست که این دو ایراد> هست عین بعضی از آنها نیست ولی عین بعضی دیگر هست ، این مناقض است با جمله بعدی که میگویند در ان یفعل و ان ینفعل حرکت واقع نمی شود ، البته این تناقض ظاهری است و مقصود روشن است ، مقصود اینستکه حرکت عین بعضی از مقولاتی است که حرکت در آنها نیست و حرکت عین مقولاتی نیست که در آنها هست .