حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٠
ایشان مورد اعتراض هم حاجی و هم آقای طباطبائی قرار گرفته است و هر دو توجیه کردند که لابد تسامحی در تعبیر است . حاجی میگویند مقوله ان یفعل حرکت نیست ، بلکه در تعریف آن گفته اند ان یفعل آن هیئتی است که برای فاعل پیدا میشود از نظر تأثیر تدریجی آن در منفعل . آقای طباطبائی هم یک اعتراض دیگر و بهتری میکنند و میگویند شما میگویید مقوله ان یفعل همان حرکت است و همچنین ان ینفعل ، منتهی به دو اعتبار . ولی مقولاتکه متباین با لذات هستند و مستقل از یکدیگرند ، مگر میشود به دو اعتبار ، یک شیء مثل حرکت را گاهی از این مقوله دانست و گاهی از آن ؟ مقولات مگر با اعتبار عوض میشود ؟ خودتان میگویید افراد در تحت مقولات متباین بالذات هستند ، پس چطور میشود ذوات اشیاء با اعتبار با هم فرق بکنند ؟ پس ایشان حرکت را در این دو مقوله بدلیل اینکه مستلزم حرکت در حرکت است محال میدانند ، چرا ؟ بیانش چیست ؟ آن چیزی را که در اول درس توضیح دادم برای این بود که مطلب اینجا روشن شود . می گویند معنای حرکت در یک چیز اینست که آن چیز که مافیةالحرکة است به جوری باشد که للمتحرک فی کل آن فرد منه [ بالقوه ] پس مافیه الحرکة باید چیزی باشد که بتواند بالقوه فرد آنی داشته باشد یعنی فردی که در " آن " وجود پیدا بکند . اگر مافیه الحرکة خود حرکت باشد مثل ان ینفعل که فرد تدریجی است ، دیگر نمی تواند در آن وجود داشته باشد ، این مثل اینست که بگوییم حرکت که تدریجی و سیال است در " آن " وجود پیدا کند در حالیکه حرکت که ممتد است منطبق بر زمان است و حد حرکت منطبق با " آن " است ، حرکت که ممتد است و اول و آخر و وسط دارد نمی تواند در چیزی وجود پیدا کند که اول و آخر و وسط ندارد . پس اگر بخواهد حرکت در حرکت وجود پیدا کند معنایش اینست که للمتحرک فی کل آن فرد منه ( یعنی من الحرکة ) و حال آنکه کل " آن " قابلیت اینکه فردی از حرکت ولو بالقوه از آن انتزاع شود ندارد . لذا حرکت در حرکت محال است .