حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤
از طرف دیگر اینکه تصور میشود که زمان چیزی است که از آنات تشکیل میشود ، تصور غلطی است ، مثلا یک ساعت نه ٣٦٠٠ ملیون آن است و نه کمتر و نه بیشتر . زمان یک امتداد و کشش است و " آن " اعتبار ذهن است ، " آنی " که درباب زمان معقول است ، " آن " ی است که متفرع بر زمان یعنی حد زمان است ، حد مشترک دو زمان ، اما " آن " ی که زمان بر آن متفرع باشد موهوم است و وجود ندارد . پس فرض آنات درست نیست و زمان یک امر ممتد است . مسافت هم از همین قبیل است ، این غلط است که ما بگوییم از این دیوار تا آن دیوار واقعا چند نقطه وجود دارد ، مسافت هم در ذات خودش یک امر ممتد است . پس حرکت عبارت است از تحقق یک امر ممتد [ نه مجموعی از سکونات ] در مدتی از زمان که خود زمان هم یک امر ممتد و کششدار است [ نه مجموعی از آنات ] در مسافت که آن هم یک امر ممتد است [ نه مجموع نقاط ] یعنی " أینی " که مثلا فرض میکنیم خودش یک امر کشش دار است . بنابراین اینکه میگوییم متحرک در هر آنی فردی از مقوله را دارد ، آیا مطابق با آن نظریه مردود نیست که حرکت را مجموع سکونات بدانیم و زمان را مجموع آنات و مسافت را مجموع نقاط ؟ جواب اینست که نه ! حکما میگویند : للمتحرک فی کل آن فرد من المقولة " بالقوه " . و نظریه باطل این بود که : للمتحرک فی کل آن فرد من المقوله " بالفعل " پس متحرک فرد مقوله را بالقوه دارد ، بالفعل چه دارد ؟ بالفعل فرد زمانی از مقوله را دارد ، یعنی فرد کششدار . فرد آنی فرد بالقوه است یعنی فرد فرضی ، به این معنی که فرد بالفعل که کششی دارد و یک واحد کششدار است قابل اینست که ذهن آنرا به افراد زیادی تقسیم کند ، پس بالقوه یعنی برای ذهن قابل تقسیم است والا واقعا و فعلا فرد نیست . معنای حرکت در مقوله اینست که متحرک از ابتداء حرکت یک فرد تدریجی الوجود از مقوله را دارد طی میکند ، یک فرد واحد از مسافت را که متصل است دارد طی میکند . مثلا از این سر دیوار تا آن سر دیوار یک فرد از مکان را