حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤
حرکت تجدد و عدمالقرار مثلا " أین " است نه " أین " غیر قار ، و نیز حرکت نفس خروج از قوه به فعل است ، نه خارج از قوه به فعل ، بلکه خارج موضوع حرکت است نه خود حرکت . بنابراین تقسیم صحیح مثلا " این " اینست که بگوییم : " الاین منه قرار و منه عدمالقرار " و همچنین کیف و سایر مقولات ، و به اینجا که میرسیم دچار این اشکال میشویم که " أین " خودش قرار نیست . بلکه قرار " أین " چیز دیگری غیر خود " أین " است ، همچنانکه " أین " عدم القرار هم هست . بنابراین ، این بیان هم بیان ضعیفی است . در اینجا مرحوم آخوند خودشان مطلب را به یک شکلی توجیه میکنند بدون اینکه این اشکال وارد شود ، و آن توجیه اینست : ما ممکن است همان مطلبی را که اینها گفتند بگوییم که مثلا " الکیف علی قسمین منه قار و منه غیر قار " ولی ما قبلا گفتیم که حرکت برای موضوعش گاهی یک صفت عارضی است و گاهی یک صفت تحلیلی ( در باب حرکت جوهریه بیانمان این بود ) گاهی حرکت به شکلی است که قابل با مقبول دو تا است ، موضوع با ذی موضوع دوتا است و این در مواردی است که موضوع با قطع نظر از حرکت خودش تعینی دارد ، تحصلی دارد و بعد حرکت عارضش میشود ، تمام حرکات عارضی نسبت به جسم این چنین بودند ، چون جسم با صرف نظر از حرکت عارضی تحصلی دارد و بعدا حرکت عارضش میشود ، ولی در موارد دیگر مثل حرکت در جوهر ، متحرک از خودش تحصلی غیر از تحصل حرکت ندارد ، متحرک عین حرکت است . مثل اینکه درباب جسم میگفتیم ممتد عین امتداد است ، نه اینکه ذات یعرض له امر هوالامتداد ، بلکه ممتد بالذات است ، یعنی ذات هوالامتداد . با این فرق که در مورد حرکت ذاتی گفتیم که این صفت وجود است نه صفت ماهیت ، در این باره بعدا هم زیاد بحث خواهیم کرد . اگر ماهیت مثلا " أین " را تقسیم بکنیم و بگوییم نوعی قار است و نوعی غیر قار ، این درست نیست ، حرکت و سکون نه نوع و نه فصل هیچ مقوله ای