حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٩
اینجا استیفاء نشده است ، برای اینکه ما شقوق را اینجور بیان کردیم و
گفتیم اگر موضوع حرکت اشتدادی خود آن عرض باشد یا باقی هست یا باقی
نیست ، انتخاب میکنیم که باقی هست ، بعد میگویید اگر باقی هست صفتی
ملحق شد به این ذات یا صفتی ملحق نشد به این ذات ، ما قبول میکنیم صفتی
ملحق شد ، بعد گفتید اینکه صفتی ملحق شد که اشتداد نیست .
همین جا میگوییم شما استیفاء اقسام نکردید ، و قاعده اش این بود که
میگفتید امر حادثی پیدا شد یا نشد ، چرا کلمه صفت بکار بردید ! ؟ اینکه
آیا صفتی حادث شد یا نشد که استیفاء اقسام نیست . باید بگویید : آیا
امری حادث شد یا نشد ، تا همه اقسام ، صفت و غیر صفت را دربر گیرد .
اکنون این امری را که قبول کردیم حادث شده است ، خود ذات سواد است یا
غیر آن ؟ غیر آن ، همان صفتی است که شما نفی کردید ، و گفتید اشتداد
سواد نیست ولی اگر گفتیم این امر حادث عین ذات سواد است ، اشکال وارد
نیست و اشتداد هست [١] .
پس با توجه به اینکه در تقسیم قبل استیفاء اقسام نشده بود ، مطلب را
باید این جور بیان کرد ، میگوییم : معنای اینکه ذات یک مقوله موضوع
است چیست ؟ آیا مقصود اینست که ماهیت این مقوله موضوع است ، یا وجود
این مقوله موضوع است ؟ اگر ماهیت موضوع باشد که تقسیم و استدلال شیخ همه
بکار میآید و اگر وجود باشد ، میگوییم این وجود سواد باقی است یا باقی
نیست ، جواب میدهیم باقی است . سؤال میشود آیا امری برایش حادث شد
یا حادث نشد ، جواب میدهیم حادث شد . باز سؤال میشود این امری که
حادث شد آیا صفتی بود برای این وجود ، یا عین ذات آن است . جواب
میدهیم عین ذات این وجود است ، آن چیزی که ذاتش
[١] البته این حرف بنا بر اصالت الوجود درست است ولی بنابر اصالةالماهیه درست نیست . این شق را قدما ذکر نکردند و از آنها هم گله ای نیست چون آنها طرز تفکرشان اصالةالماهیتی بود ، یعنی به اصالةالوجود و مسائل متفرع از آن توجه نداشتند ولی از مرحوم آخوند که اصالة الوجود را بخوبی روشن ساخته عجیب است که چرا این شق را ذکر نکرده است .