حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٧
عالم نسبت به ما متغیر است ، ولی عالم نسبت به ماوراء خودش که محیط به آنست چنین نیست ، مثل یک حقیقت است دارای دو رویه ، رویه ثبات و رویه تغییر ، رویه تغیر و تجدد همان رویه طبیعی عالم است ، رویه زمانی عالم است ، و نیز رویه ثباتی دارد که آن رویه غیرطبیعی و غیرزمانی است ، به عبارت دیگر رویه دهری عالم . این که میگویند : " المتفرقات فی سلسلةالزمان مجتمعات فی و عاءالدهر " معنایش این نیست که اموری که در زمان متفرقند میآیند آنها را در دهر میچینند و روی همدیگر میریزند . منظور اینستکه اشیا که با یکدیگر متفرق هستند یکی در صدهزار سال پیش و یکی در امروز ، همین وجود اینها که به اصطلاح وجود فرقی است در یک جای دیگر وجودشان جمعی است ، یعنی هم زمان با یکدیگرند و با هم معیت دارند . اگر قیامت " یوم الجمع " است به این اعتبار است ، یعنی واقعا همه حقایق آنجا جمع هستند . خلاصه بحث : اشکال این بود که اگر " علة المتغیر متغیر " باشد ، باید سلسله بی نهایت باشد و گفتیم این اشکال هم به ملاصدرا وارد است و هم به بوعلی جوابی که مرحوم آخوند داد برای هر دو خوب است ، ولی جواب را به شکلی دادند که بوعلی هرگز نمی توانسته بدهد . و خلاصه جواب این شد که : آن متغیری علتش متغیر است که تغییر آن عارضی باشد ، نه آن چیزی که تغییر ذاتی آن باشد . بعد این سؤال پیش آمد که " ماالفرق بینهما " و جواب دادند آنجا که تغییر ذاتی است شیء دارای دو جنبه است ، جنبه ثبات و جنبه تغیر . بعد ما از خارج گفتیم که [ اولا : ] تقسیمات وجود اینچنین است که یکی از دو قسم به اعتبار دیگر شامل آن قسم است . [ ثانیا : ] درباب ذهنیت و خارجیت ، واحد و کثیر ، ثبات و تجدد ، فعلیت و قوه ، آنچه که از طرف فاعل مفاض است ، جنبه غیر مقایسی است ، همیشه وجود خارجی افاضه میشود ولی یکی از وجودات خارجی وجود خارجی و ادراکات نفس است که با مقایسه با اشیاء دیگر میشود ذهنی ، همچنین در میان ثباتها ثباتی است ، که با مقایسه با اشیاء دیگر ثبات