حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦
مراتب قرب و بعد را یکسره در مرتبه علت بگیریم ، و همه مراتب حرکت
را یکسره در مراتب معلول ، یا اینکه مراتبی از قرب را علت مرتبهای از
حرکت ، و مرتبهای از حرکت را علت مرتبهای از قرب و بعد بدانیم .
اینرا دیگر مرحوم آخوند ذکر نکرده که اساسا این حرف نادرست است ، مثلا
چه اولویتی در کار است که حرکت این سنگ را شطر شطر بکنیم ، و بگوئیم
یک سانت اول حرکت با قرب علت است برای آن قسمت از حرکت در سانت
دوم ، حرکت با سانت اول علت است برای درجه قرب دوم . این تشطیر کردن
اولویتی ندارد ، و اگر باشد باید اینها را در آن واحد هم علت بدانیم و
هم معلول و این محال است ، یعنی باید بگوییم طبیعت بانضمام مراتب قرب
و بعد علت است برای مراتب حرکت باز همان طبیعت به انضمام مراتب
حرکت علت است برای مراتب قرب و بعد ، و لازم میآید مراتب حرکت و
مراتب قرب و بعد هم علت یکدیگر باشند و هم معلول ، این اولا [ که این
حرف اساسا باطل است ] .
ثانیا : این مراتب قرب و بعد چیست ؟ آیا طبیعت که حرکت میکند و
میآید به پایین ، دو کار صورت میدهد ؟ یکی حرکت است ، و دیگری تجدد
بخشیدن به مراتب قرب ؟ نه ، این مراتب قرب همان مراتب حرکت است و
چیز دیگری نیست ، مثلا شما اگر حرکت میکنید آیا دو کار انجام میدهید ؟
یکی اینکه حرکت میکنید به سوی مقصد و دیگر اینکه نزدیک میشوید به مقصد
؟ یعنی دوکار در یک آن انجام میدهید ؟ نه ، قرب و بعد امری نسبی هستند
، و وقتی شیء حرکت میکند و به سوی مقصد میرود ، دائما تجدید مکان میکند
، و این مراتب مکان را وقتی با مقصد میسنجیم ، میگوئیم بعضی از این
مراتب نزدیکتر و بعضی دورتر است به مقصد . پس ما در حرکتمان جز اینکه
مکان ها را طی میکنیم کار دیگری انجام نمی دهیم ، و از مراتب مکانهای طی
شده قرب و بعد انتزاع میشود ، پس قرب و بعد از معقولات ثانیه است ،
مثل فوقیت و تحتیت و علت جدا از منشأ انتزاعشان نمیخواهند [١] .
[١] اشکال : امر انتزاعی هم بالاخره یک حیثیتی میخواهد که در مبدأش