حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢
طرف قبول کرده اند ، اینست که طبیعت سنگ و قوه ای که در خود سنگ
هست ، این خصلت را دارد . وقتی که شما ضربه ای مثلا به سنگ وارد میکنید
، این ضربه شما محرک نیست بلکه محرک در خود سنگ است ، ولی ضربه شما
تغییری در طبیعت سنگ بوجود میآورد و میلی بوجود میآید که آن مبدأ میل ،
آن را به بالا میکشد [١] . اکنون این سئوال پیش میآید که این مبدأ میل
چرا به یک جا که میرسد برمی گردد ، و همچنین به بالا رفتن ادامه نمی دهد
؟ آیا علت این برگشت فشار هوا است از بالا ، یعنی اگر ما این حرکت را
در خلاء ایجاد کنیم نباید اصلا قطع شود ، چون فشار معاکسی در کار نیست یا
نه ، علت برگشت اینستکه حرکت چون به صورت قسر بوده لذا کم کم به
صورت اول برمی گردد . اتفاقا بوعلی نظریه ای دارد که با نظریات امروزی
خیلی تطبیق میکند و مرحوم آخوند در اواخر مباحث حرکت نقل میکند و آن
اینکه : " لولا مصادمة الهواءالمخروق لوصل الحجر المرمی الی سطح الفلک
" .
پس حکما معتقدند که در هر حرکتی فاعل مباشر طبیعت است ، هر چند علت
بعید ممکن است چیز دیگری باشد ، مثلا ضربه علت بعید حرکت قسری است .
در حرکات طبیعی هم که معلوم است علت مباشر ، طبیعت است و علت بعید
به این معنی نداریم ، مگر موجد طبیعت . در حرکات نفسانی هم همینطور
است ، در یک موجود ذی نفس مثلا انسان بدون شک از نظر فلاسفه ، مخزن
اصلی همه افعال نفس است آیا نفس بالمباشره این افعال را انجام میدهد ؟
یا یک سلسله قوا و از آن جمله طبیعت را در استخدام دارد ، مثلا اگر معده
غذا را هضم میکند آیا نفس است که هضم میکند یا قوه طبیعت است ؟
میگویند هر دو ولی نه به معنای مشارکت بلکه به معنای اینکه فاعل قریب
طبیعت است و فاعل بعید نفس است . پس حرکاتی که در حوزه نفس انجام
میگیرد ، در آن موارد هم فاعل قریب طبیعت است .
این مطلبی که در این فصل [ فصل ٢٠ ] میگویند در واقع متمم فصل گذشته
است ، چون بحث فصل گذشته این بود که علت حرکت باید متجدد بالذات
باشد و علت
[١] نظریه میل از نظریات و ابتکارات فلسفی بوعلی است که نظریه خوبی هم هست .