حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٧
تحقیق هذا المقام انه لما کانت حقیقة الهیولی هی القوش والاستعداد کما
علمت ، و حقیقة الصورش الطبیعیة لها الحدوث التجددی کما سینکشف لک
زیادش الانکشاف ، فللهیولی فی کل آن صورش اخری بالاستعداد ، ولکل صورش
هیولی اخری یلزمها بالایجاب ( ١٥ ) لما علمت أن الفعل مقدم علی القوش ،
و تلک الهیولی أیضا مستعدش لصورش اخری غیرالصورش التی توجبها لابالاستعداد
، وهکذا لتقدم الصورش علی المادش ذاتا ، و تأخر هویتها الشخصیة عنها
زمانا ، فلکل منهما تجدد و دوام بالاخری لاعلی وجه الدور المستحیل ( ١٦ )
کما یستبین علیک کیفیته فی مباحث التلازم بینهما ، و لتشابه الصور فی
الجسم البسیط ظن فیه صورش واحدش مستمرش لاعلی وجه التجدد ( ١٧ ) ، و لیست
کذلک بل هی واحد بالحدوالمعنی لابالعدد الشخصی ( ١٨ ) ، لانها متجددش
متعاقبة فی کل آن علی نعت الاتصال لابأن یکون امور متباینة متفاصلة لیلزم
ما یلزم علی أصحاب الجزء .
> به هیولی . و چون این نیازها از دو جهت مختلف است دور نیست که محال باشد . ١٧ - چون صور در جسم بسیط با همدیگر متشابه اند در عین حالی که دائما این صور در حال جریان هستند انسان گمان میکند امر واحدی است ، مثل جریان آب که دائما درحال مرور و جریان است ولی به علت شباهت اجزاء آب گمان میشود که در این مدت که به آن نگاه میکرده به امر واحدی مینگریسته است . و به قول شاعر :
| گشت مبدل آب این جوی چند بار |
| عکس ماه و عکس اختر برقرار |
١٨ - این تعبیر " بالعددالشخصی " حتی با مبنای خود مرحوم آخوند هم جور درنمی آید زیرا حتی به عدد هم واحدند ، البته توضیح میدهند که : " علی نعت الاتصال " . وقتی میگوید : " متعاقبة علی نعت الاتصال " یعنی وحدت شخصی ، زیرا خودشان همیشه میگویند : وحدت اتصالی مساوی با وحدت شخصی است ، و ناچار باید بگوئیم : منظور از عدد شخصی ، از قبیل عدد شخصی که مساوی وحدت اتصالی باشد نیست بلکه شخصیتی که امور بسیطه غیر ذی مراتب به آن موصوفند ، مورد نظر است [ منظور این است که جدا نیستند ] .