حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩
نیازمند به قابل است و موضوع آن ماده اولی است ، یعنی هیولای اولی که قوه محض هست ، آنست که میپذیرد این صور متدرج را ، و پذیرای این صور که از آنها حرکت انتزاع میشود ، هیولای اولی است . بعد مرحوم آخوند در اینجا یک تعبیر خاصی دارند که حاجی این تعبیر را خواسته است اصلاح کند ، میفرمایند این صور که آنا فانا حادث میشوند ، برای هر صورتی ایجابا هیولائی هست و هر هیولائی استعدادا صورتی دارد ، و دائما هیولا و صورتها متغیر میشوند . هیولی در این مرتبه که هست مستعد یک صورت است ، یعنی یک صورتی را بالفعل دارد ، چون صورت بالفعل دارد ( در جای خودش ثابت شده که صورت شریکة العله است یعنی بمنزله علت هیولی است و علت ایجابی هیولی است ) پس هیولی مستعد صورت دیگر است ، پس هیولی نسبتش با صورت دوم نسبت استعداد است ، بعد این هیولی از این صورت میگذرد و میآید به صورت بعدی و این صورت هیولای خودش را بالایجاب دارد و آن هیولی مستعد صورت دیگر است ، همینطور علی الدوام استمرار دارد ، هیولائی و صورتی ، هیولائی و صورتی . بعد مرحوم آخوند میگوید نه اینکه خیال بکنید که صورتها متبادل میشوند ، این تجزیه را ذهن ما میکند ، و میگوید صورتی بعد صورتی ، در واقع یک صورت واحد مستمر است ، یعنی حرکت مستمر یک وجود ممتد است که آنافانا پیدا میشود ، نه اینکه منفصل باشد ، پس اگر ما حرکت را در نظر بگیریم ، نه فاعل میخواهد و نه قابل ، و اما اگر متحرکها و صورتهای جسمانیه را در نظر بگیریم ، هم نیازمند به فاعل هستیم و هم نیازمند به قابل ، فاعل همان علتی است که جاعل نفس صورتها است ( و قهرا باید ماوراء طبیعی باشد ) نه حرکتهای آنها ، و قابل هم هیولای اولی ، مرحوم آخوند تعبیرش اینستکه لکل صورش هیولی و لکل هیولی صورش اخری ، باز برای آن صورت اخری هیولی اخری . معنای این حرف این میشود که اگر صورتها متعدد به معنای منفصل و