حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨
در جوهر عرضی نمی تواند باشد چون حرکت در اعراض است که عرضی است ، اما حرکت در جوهر مثل خود جوهر ، جوهر است . به طور کلی حرکت در هر مقوله ای تابع همان مقوله است ، ان کان عرضا فعرض و ان کان جوهرا فجوهر . اما اگر از این راه نیاز به موضوع را ثابت کرده باشیم که حرکت حادث است و هر حادثی مسبوق به قوه ای است و ماده ای که حامل آن قوه باشد ، این وجه هم در حرکت ذاتی نمی آید ، چون این حرف درحرکتهایی است که برای اشیاء حدوث پیدا میکنند ، اما حرکتهایی که از حاق شیئی انتزاع میشوند ، این برهان در آنها دیگر جاری نیست . این جوابی است که مرحوم آخوند به این سؤال که در حرکتهای ذاتی وضع موضوع و ثبات موضوع چگونه میشود ، میدهد . مرحوم آخوند مطلب دیگری میگوید که جواب سؤال مقدری میباشد ، و آن سؤال خیلی مهمی است ، و به جوابش هم باید درست توجه کرد . آن سؤال اینست که این درست است که در حرکتهای عرضیه حرکت حادث میشود برای موضوعی ، لذا حرکت نیاز به فاعل و قابل یا علت و موضوع دارد ، ولی در حرکتهای ذاتی چون حرکت از ذات شیئی انتزاع میشود ، لذا احتیاجی به علت ندارد ، امور انتزاعی علت جدا از منشأ انتزاعشان نمی خواهند همچنین موضوع هم نمی خواهند چون امر حقیقی نیست ، اینها درست است ، ولی کلام را به منشأ انتزاع نقل میکنیم ، یعنی همان جوهر جسمانی ، و میگوییم خود آن صورت جسمانی امر حادثی است بلکه عین حدوث و تجدد است ، ما عین همان حرف را در " متحرک جوهری " میآوریم ، نه در " حرکت جوهری " تا جواب بدهید در آنجا حرکت انتزاعی است ، چون متحرک جوهری متجدد است و آنا فانا حادث میشود پس نیاز به موضوع دارد . جواب این مطلب اینست که متحرک به حرکت جوهری همان صور جسمیه است ، همان فعلیتها است ، و موضوع اینها همان هیولای اولی است ، پس متحرک جوهری از آن جهت که یک امری است که در حال حدوث و بین القوش و الفعل است ،