حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧
این ابتدای وجود ، موجود است یا معدوم ؟ نمیتوانیم بگوئیم معدوم ، چه اگر معدوم باشد لازم میآید در ابتدای وجود خود ، که معنایش موجود بودن در آن ابتداست ) در همانحال معدوم هم باشد و این که محال است پس شیء در ابتدای وجود خویش ، موجود است . ٥ - حالا که شیء در ابتدای وجودش موجود است آیا چیزی هم از وجود او باقی است یا نه ؟ اگر بگوئیم نه هیچ چیز از وجودش باقی نیست ، پس در همان ابتدای وجودش به تمامی وجود ، موجود است . این همان مطلوب ماست یعنی و جد دفعه یا خرج من القوه الی الفعل دفعه ، یعنی امور تدریجی الوجود به نام حرکت نداریم هر چه هست دفعی است ولی اگر بگوئید خیر در ابتدای وجود ، چیزی از شیء بالقوه است و هنوز به وجود نیامده ، جزئی حادث شده و جزئی باقی است در این صورت سؤال دیگری طرح میشود . ٦ - آیا آن چیز و جزئی که باقی مانده با جزئی که حادث شده اصلا یک چیزند و عین یکدیگرند و یا غیر یکدیگرند . شق اول ممکن نیست چه که معنی ندارد یک چیز هم موجود باشد به صورت جزء حادث ، و هم معدوم باشد به صورت جزء باقی ، یعنی موجود در یک آن با معدوم در همان آن عین ، یکدیگر باشند . پس میگوئیم که جزء باقی غیر از جزء حادث است یعنی اینها دو چیز هستند نه یک چیز ، چیزی که در آن ابتدای وجود ، حادث شده دفعه و چیز دیگری که آنهم در آن بعد دفعة حادث میشود پس در حقیقت یک شیء که وجود تدریجی داشته باشد در کار نیست یعنی هر چه در عالم پیدا میشود وجودات متتالی هستند ، ولی وجودات غیر منقسم متتالی یعنی شیء در " آن " وجود پیدا میکند و این وجود " آنی " بعد و امتداد زمانی ندارد و در " آن " مجاور این " آن " شیء دیگری وجود پیدا کرده است و همین طور هر چه را که زمانی میانگاریم و شیء واحدی در بعد زمان ، مجموعهای از اشیاء است در مجموعهای ا ز آنات متتالی و مجاور که ذهن ما خیال