حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٣
اشکال را اینطور هم میشود بیان کرد که : فرض اینستکه علت ، علت تمام حرکت و تغییر است و با همان مرتبه اول از حرکت وجود دارد ، چرا با آنکه علت تامه وجود دارد اجزاء بعدی یکجا حاصل نمی شود و از علت خود تخلف پیدا میکنند ، و از علت منفک میشوند ، اما به این بیان ذکر نکردند چون ممکن است کسی جواب دهد که وجود مراتب سابق ، شرط وجود مراتب لاحق است ، و تا آنها نیایند علت تامه مراتب بعدی حاصل نیست . اشکال را به همان صورت اول بیان کردند که چگونه با وجود علت تامه مرتبه اول ، خود مرتبه اول معدوم میشود و حال آنکه با فرض وجود علت ، معلول نباید از آن منفک شود . لذا باید علت متغیر را متغیر دانست تا اشکال رفع شود ، چون در این صورت خود علت حرکت هم متغیر است و هر مرتبه ای از آن ، علت درجه ای از حرکت است . این برهان " علةالمتغیر متغیر " است ، ولی همان طور که سابقا گفتیم با توجه به این قاعده در حادثها به طور متسلسل علل متغیره باید وجود داشته باشد ، در حالیکه این محال است و تسلسل لازم میآید و بالاخره باید به ثابت برگردد . این اشکالی است که باید جوابش را درآینده بیان کنیم . پس از روشن شدن اینکه " علة المتغیر متغیر " ، اضافه میکنیم که : در حرکات عرضی مثل حرکت سنگ و آب و مانند آنها ، طبق قاعده ای که قبلا ذکر شد که علت حرکت در اینها خود طبیعت آنها است نه یک شیء مفارق و خارجی ، باید خود طبیعت این اشیاء متغیر باشد . چون علةالمتغیر متغیر ، و مفروض اینستکه خود طبایع در اینجا علت حرکت هستند ، پس علت متغیر هستند و باید طبق قاعده فوق متغیر باشند ، و این همان حرکت در جوهر است ، یعنی این صور نوعیه تا خودشان متغیر نباشند ممکن نیست تغییر و حرکت در ظاهر آنها پیدا بشود . حال که این قاعده و نتایج آن درست روشن شد ، باید اشکالی را که سابقا به آن اشاره شد جواب دهیم که چگونه حادثهای متغیر به ثابت منتهی میشوند ، و تسلسل در متغیرات پیدا نمی شود و قاعده " علةالمتغیر متغیر " نیز نقض نمی گردد .