حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٩
معنای " موضوع " از نظر قدما ، جسم متحصل تام النوعیه است که حرکت عارض آن می شود ، در حالیکه مرحوم آخوند میخواهد بگوید که اینجور نیست که همیشه جسم متحصل باید موضوع حرکت باشد . چون ایشان حرکت را در درون جسم و در جوهر آن نفوذ میدهد بنابراین حرکت جوهری ، در جسم است ولی نه به این معنا که بر جسم بعد از تحصل عارض شود ، بلکه به وجود دیگری موجود است که بعدا بیان میشود . مطلب دیگری که قبل از خواندن عبارت فصل ١٨ باید توضیح بدهم این است که در این فصل مرحوم آخوند تعبیری دارد که البته نمی خواهیم ایراد بگیریم ولی باید متوجه باشید که بعدها خود مرحوم آخوند به این تعبیر ایراد میگیرد ، یعنی نوعی مسامحه در تعبیر است و متضمن نکته خیلی دقیقی است . در اینجا میگویند : الحرکة حالة سیالة ، بعد میگویند : لها وجود بین القوه المحضه والفعلیة المحضه . این تعبیرات را در ابتداء زیاد به کار میبرند ولی بعدها خواهند گفت که این تعبیر ، تعبیر دقیقی نیست ، حرکت حالت سیاله نیست بلکه حرکت سیلان یک حالت است . یک وقت میگوئیم حالت سیاله یعنی حالت دارای سیلان ، این غلط است ، چون سیلان یعنی خود حرکت . تعبیر دقیق این است که حرکت سیلان حالتی است . در اینجا تعبیر دیگری نیز میکنند و میگویند : الحرکة حالة سیالة لها وجود . آیا حرکت یک شیء حالتی است از یک شیء که لها وجود ؟ یا نه ، حرکت سیلان حالتی است که آن حالت موجود است ، یعنی خود حرکت امری است از قبیل اضافات و نسب . بعضی از جمله شیخ اشراق ، معتقد است حرکت خودش مقوله ای است مستقل از مقولات عرضیه ( که البته او مقولات عشر ارسطو را قبول ندارد و به پنج مقوله قائل است ) ، بنابراین از نظر او حرکت یکی از اعراض است و اغلب افراد هم راجع به حرکت همین جور فکر میکنند و به تعبیر امروزی ها حرکت را یک پدیده میدانند ، این نظریه مردود است . حرکت چیزی