حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤
علل چهارگانه ارسطوئی ( علت مادی ، غائی ، صوری و فاعلی ) علت مادی صدق
نمی کند . و چنین چیزی حادث زمانی نیز نخواهد بود ، چون مفروض این است
که نفس امکان ذاتیش برای موجود شدنش کافی است و اگر فاعل تام
الفاعلیه والعلیه است قهرا هیچ حالت منتظره ای در کار نیست و با وجود
علت موجود خواهد شد . چنین چیزی را " مبدع " مینامیم و اگر هم به آن
حادث بگوئیم ، منظور حادث ذاتی است نه زمانی . ولی اگر شق دیگر را در
نظر بگیریم یعنی امکان ذاتی شیء برای موجود شدن کافی نباشد و نیازمند
شرایطی باشد ، قهرا این شرائط برمی گردد به نحوه وجود آن شیء یعنی نحوه
وجودش نحوه تعلقی است و نحوه وجودش تعلق و وابستگی به شیء دیگر است ،
قهرا چنین چیزی بدون وجود آن شیء وابسته به آن ، وجود پیدا نمی کند هر
چند که علت تام العلیه باشد . مثل عرض که بدون محل وجود پیدا نمی کند و
در ذات خود امتناع دارد از وجود در غیر موضوع و این یک مطلب کلی است
که در بعضی از جاهای اسفار به آن اشاره شده است که هر ممکن الوجودی
امکان وجود خاص خودش را دارد و به نحوه وجودهای دیگر ممتنع است . مثلا
ممکن نحوه وجود امکانی را دارد و نسبت به وجود واجبی ممتنع است و
همچنین واجب و یا جوهر و عرض که هر یک امکان وجود نحوه وجودی خود را
دارد و نسبت به نحوه های دیگر امتناع دارد .
بنابراین ما یک سلسله اموری داریم که نحوه وجودی آنها وجود در شیء
دیگر و یا با شیء دیگر است و این شیء دیگر و یا با شیء دیگر بودن نحوه
وجود آنهاست . مثال عرض به خوبی روشن کننده مطلب است [١] . حال که
نحوه های
[١] صورت هم از همین قبیل است ، نسبت و رابطه صورت با ماده یک رابطه تشریفاتی نیست که قابل تبدل باشد ، مثل نسبت راننده به اتومبیل که قابل انفکاک است و زائد بر ذات و وجود آن . رابطه صورت با ماده . نحوه وجود است و همچنین نفس که یک نحو تعلقی با ماده دارد که ذاتی است و در عین حال این تعلق ذاتی قابل تجرد هم هست . فرق نفس با عقل همین است که عقل مجرد است و هیچگونه تعلقی به ماده ندارد به خلاف نفس که به ماده تعلق دارد که نفس بودنش به این تعلق است ( و اینکه این تعلق چگونه >