حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥
تقسیم مخلوقات به مبدع و مکون : فلاسفه از قبیل بوعلی ، در باب معلولیت و مخلوقیت به دو چیز قائلند : یکی به ابداع و دیگر به تکوین ، مبدعات و کائنات . کائنات مخلوقاتی هستند که حدوث زمانی دارند یعنی در میان عدم ازلی و عدم ابدی یک فاصله محدودی را پر کرده اند ، اینها معلولاتی هستند که نوع وجودشان ، نوعی وابستگی دائمی به غیر خودشان است که آن غیر ماده نام دارد . مخلوقات دیگر که مبدعات نامیده میشوند که یک تعبیر دینی و متخذ از " بدیعالسموات والارض " است ، مخلوق و معلولند بدون آنکه وجودشان وابسته به ماده باشد ، وابسته به چیزی به عنوان قابل باشد ، یعنی نفس امکان ذاتی آنها کافی است که از طرف فاعل افاضه وجود بشود . پس مبدعات نیز به تمام وجودشان از علت صادر شده اند ، قهرا چنین چیزی سابقه عدم ندارد چون خود آن ممکن ذاتی است و وجودش وابسته به چیز دیگری نیست و فاعل هم که تامالفاعلیه است ، بنابراین ازلی و ابدی خواهد بود ، هر چند که مخلوق و معلول است . بلکه مبدعات نسبت به کائنات از جهت معلولیت اولی هستند ، چون مکون یک وجود محدود بین دو عدم است . ملاک معلولیت این است که این وجود افاضه غیر است ، عین افاضه غیر است و اگر این افاضه غیر ازلا و ابدا نمی بود این موجود هم نخواهد بود و الان
> متعلق است به مارکسیست ها ، نوشته اند بوعلی بین ماتریالیسم و ایده آلیسم در نوسان بوده است ، منشأ این پندار همین نظریه قدم ماده است که از نظر اینها به غیر الهی بودن منتهی میشود ، و بالاتر از این ، اینکه درباره ملاصدرا که یک عارف و فانی فی الحق بوده ، چنین حرفی را زده اند ، در کتابی که اخیرا در شوروی چاپ شده است گفته اند که ملاصدرا هم ماتریالیست بود ولی در زمانی زندگی می کرده که اظهار این اعتقاد ممکن نبود . در حالیکه فرضا اگر مطلب برای ارسطو چنین بوده است ولیکن برای بوعلی و امثال وی مسئله بسیار واضح و روشن بوده است ، چون مسئله ملاک نیازمندی معلول به علت که منحصرا در فلسفه اسلامی طرح شده است و این در اثر مناقشات متکلمین بوده است خیلی روشن و مبرهن است . برای بوعلی خیلی روشن بوده است که ماده اولای عالم مخلوق و معلول است و در معلولیت و مخلوقیت کوچک ترین فرقی میان مبدع و غیر مبدع نیست ، هر دو مخلوق و معلولند ، بلکه [ بنا به توضیحی که در متن داده خواهد شد ] مبدع از مکون به معلولیت أولی است .