حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤
توضیح داده شده و علومی در شناخت آن به وجود آوردهاند و نیز در تدوین جهان بینی و نگرش فلسفی و استخراج و استنباط احکام و قوانین فردی و اجتماعی اسلام دقایقی را کشف کرده و راههای بسیار طی کردهاند . " روحانیت " اسلام میراث غنی و پر باری را به ارث برده و در دست دارد ولی در استفاده از آن در آن شرایط و فضای فرهنگی خاص و تطبیق آن معارف با مسائل مطروحه آن زمان اولا میبایست این ضرور یعنی ضرورت تطبیق و احیانا برخورد با مسائل روز را احساس میکرد و ثانیا باید قدرت و امکان چنین کاری را تحصیل میکرد تا بتواند از عهده این امر خطیر با سرافرازی برآید . در میان این گروه چه بسیار بودند کسانی که اساسا ضرورت این کار را احساس نمیکردند و هنوز هم بعضی چنین ضرورتی را " ضرورت " نمیدانند . بعضی دیگر این ضرورت را تشخیص میدادند ولی متاسفانه در انجام این وظیفه دچار انحراف و گاهی باج دادن به مخالفین میشدند یا برای جلب رضایت جوانان و جذب آنها و شاید کسب محبوبیت و حفظ موقعیت خود ، از اسلام مایه میگذاشتند و در بیان حقایق اسلامی تساهل میکردند و از نظر موضعگیری اجتماعی در مقابل جریانهای غیر اسلامی و حداقل التقاطی سکوت و مدارا میکردند و یا حداکثر به انتقادهائی ملایم و دلسوزانه و پدرانه و بسیار ظریف بسنده میکردند . استاد مطهری در میان روحانیون و علمای اسلامی از شخصیتی فوق العاده و استثنائی برخوردار بود و به همین دلیل نقش خاصی در زمان خود ایفا میکرد عنایت الهی چنین خواسته بود که مطهری نزد اساتیدی بزرگوار آموزش و در دامن علمائی ربانی پرورش یابد که در عین بهره گیریهای معنوی و اخلاقی و علمی از تعهد اجتماعی و سیاسی نیز برخوردار گردد . استاد در عین احساس عمیق نیاز به ارائه نوینی از پیام اسلام برای جوامع کنونی ، خود نیز چنین صلاحیتی را بنحو احسن داشت که حامل چنین پیامی باشد و در رساندن این پیام از هیچ