حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠
برای حرکت ذکر کردیم ( مسافت و زمان ) به موازات هم پیش میروند یعنی هر یک از حصولات زمانیه ، یک حصول ممتد در زمان و مسافت است . حالا اگر شما مصداق حرکت توسطی را حصولات زمانیه بدانید ، حصولات زمانیه واقعا در خارج وجود دارد ولی این حصولات ، جزئی حرکت توسطی نیستند چون حرکت توسطی بسیط است . حصول در زمان هم جزئی حرکت قطعیه است و هم جزء حرکت قطعیه ، توضیح اینکه امور بسیط متصل این طور هستند که هر جزء آنها در عین حال جزئی برای کلی خودشان هم هست . مثلا یک ظرف آب را در نظر بگیرید نصف این آب ، هم جزء آب است نسبت به کل آن ، و هم این ظرف آب نسبت به مفهوم کلی آب ، جزئی است یعنی یکی از مصادیق این کلی به شمار میرود . همین طور هر بخشی از حرکت زمانی ، مانند حصولات زمانیه را که در نظر بگیریم ولو هر اندازه هم از نظر کشش زمانی کوتاه باشد ، ولی اگر این بخش کوچک را نسبت به مجموعه بخشهای دیگر مثل خودش که یک حرکت مثلا یک دقیقهای را به وجود میآورند در نظر بگیریم ، " جزء " این حرکت است و آن مجموعه در حکم " کل " میشود و نیز اگر همین بخش کوچک از حرکت زمانی را نسبت به مفهوم کلی حرکت [ قطعیه ] که یک کشش ممتد در مسافت و زمان است در نظر بگیریم ، این بخش جزئی این کلی و از مصادیق آن محسوب میشود . بنابراین حصولات زمانیه که مرحوم آخوند در پاسخ از ایراد خود به عنوان مصداق حرکت توسطی ، زیاد بر آن تکیه میکرد ، نمی تواند مصداق حرکت توسطیه بوده و بلکه از هر حیث از مصادیق حرکت قطعیه است . در مورد حصولات آنیه هم که بحث کردیم ، لاجرم نتیجه این میشود که ایراد مرحوم آخوند مبنی بر اینکه حرکت توسطی به عنوان یک امر بسیط یک مفهوم کلی است که اعتباری بیش از یک انتزاع ذهنی از خارج نداشته ، و برای آن واقعیتی بیش از این متصور نیست ، اشکالی بجاست و جوابی ندارد . و این بیان مرحوم آخوند که میگوید : گرچه حرکت توسطی از یک جنبه ابهام