حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
اینها برای توضیح بود و حالا به اصل مطلب که ایراد مرحوم آخوند بود باز میگردیم که : اگر در یک حرکت دقت کنیم ، مثلا پرواز پرنده ای از یک دیوار به دیوار مقابل ، در هر آنی و حدی از زمان متحرک در حدی از مسافت است که در آن بعد در حد دیگری است و شما از این آنات و حدود ، از این حصولات آنیه مفهوم بودن جسم بین مبدأ و منتهی را انتزاع کرده اید که یک مفهوم کلی است که متکثر است به تکثر افرادش یعنی همه حرکت نیست بلکه افراد حرکت است . این مفهوم کلی وصف تک تک افراد است نه مجموع افراد مثل انسان کلی که از ابتدای خلقت تا به حال وجود داشته باشد ، چنین چیزی محالست و انسان بماهو انسان از اول تا به حال یکی نبوده و این افراد انسان هستند که موجود بوده اند . ذهن عامی اغلب نسبت کلی طبیعی را به افرادش همچون نسبت ستونهای یک خیمه به خود خیمه میداند که با تعویض ستونها ، خیمه همچنان باقی است یعنی کلی طبیعی را چون خیمه و افرادش را همچون ستونها میداند و این غلط است . کلیت صفت تک تک افراد است ، همین طور حرکت توسطیه به معنای دفعی الحدوث و مستمرالبقا به عنوان وصف کلی همه حرکت موجود نیست این حصولات متعدد و متکثرند که در خارج وجود دارند . این ایرادی است که خیلی هم صحیح و وارد است ولی مرحوم آخوند خودشان به این ایراد خواسته اند جوابی بدهند و توجیهی ذکر کرده اند که به نظر ما صحیح نیست . توجیه ایشان این است که گرچه این ایراد از این جهت که حرکت توسطیه را امری کلی میشمرد وارد است ولی در حرکت دو جنبه وجود دارد یک جنبه این است که حرکت نسبت به مراتبش سنجیده شود که ایراد کننده میگوید حرکت کلی است و نسبتش به مراتب خود نسبت کلی به جزئیات است ولی از حیث دیگر که مربوط به موضوع و مسافت و مبدأ و منتهی و غایت حرکت باشد ، اگر به حرکت بنگریم ، حر کت توسطی یک امر شخصی و باقی است .