حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٩
است ، چون همه چیزش مثل قبل است میگوید نه : حس اینجور خیال میکند در واقع آن صورت جسمیه از ماده سلب شد و یک صورت صد درصد مشابه به آن افاضه شده ، گاهی این را میگوید و گاهی هم میگوید این حرفها یعنی چه ؟ این حرفها یاوه گوئی است ! ؟ که انسان بگوید در موقع قطع درخت آن جسم قبلی بکلی از بین میرود و جسم تازه ای به وجود میآید . مرحوم آخوند در بعضی کلماتش حرفی دارد که ممکن است این حرف توجیه کننده همه اینها باشد ، و این حرفی است که در فصل آینده میگوید و فعلا درصدد بیان مشروح آن نیست ولی بصورت مختصر میگوید : ایشان مدعی میشود که در اینگونه حرکات ، صورت نوعیه باقی است ولی ماده عوض میشود ، چطور ؟ حرف حرف دقیقی است . میگوید مثلا اگر جسمی حرکت بکند در مراحل و مراتبی مثلا جسم نامی ، حیوان ، انسان ، آنی که ملاک وحدت است و باقی است صورت نوعیه است که باقی است ولی ماده شیء تغییر میکند و شیئیت شیء بصورته لابمادته . مثلا قوه نمو در جسم نامی باقی است ولی جسمش که این قوه در آن حلول کرده است دائما متبدل میشود ، این جسم تغییر میکند ولی نمو باقی است ، نامی باقی است [١] . اینجا به آن مسأله معروف
[١] در میان فلاسفه این بحث وجود دارد که آیا تخلل واقعی ، یعنی زیاد شدن جسم بدون اضافه شدن چیزی از خارج بر آن ممکن است یا نه ؟ و همچنین تکاثف ، یعنی کم شدن جسم بدون کاسته شدن از آن ممکن است یا نه ؟ بر فرض وقوع تخلل و تکاثف نوعی از حرکت کمیه برای جسم واقع خواهد شد که این حرکت با حرکت کمیه ای که در نمو و ذبول واقع میشود ، فرق دارد . زیرا در نمو و ذبول مثلا در نمو چیزی از خارج به شیء [ نامی ] اضافه میشود ، البته نه بنحو ترکیب انضمامی و جزئیت اعتباری مثلا مثل انبار گندم که بر آن اضافه میشود بلکه به نحو جزئیت حقیقی ، یعنی شیء خارجی حقیقتا جزء شیء نامی میشود [ و در مورد ذبول ] واقعا از ذابل خارج میشود . ایشان میگویند در همه حرکات کمیه موضوع یک چیز است ، در تخلل و تکاثف همان جسم بما هو جسم است که تغییر کمی میکند ، پس موضوع در اینجا هیولای اولی است . در نمو و ذبول جسم بماهو نامی تغییر میکند و موضوع در اینجا هیولای مجسم است یعنی هیولای ثانیه >