حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٥
شدهاند که موضوع در اینجا چیست ؟ ( البته فعلا صحبت از نمو است ، تخلخل بعدا بحث میشود ) ممکن است سؤال شود چه فرقی میان این حرکات و حرکات کیفی و أینی و غیره است ، قبلا گفتیم که مثلا در حرکت کیفی کیف عرضی است محمول بالضمیمه که منضم به جوهر میشود ولی کمیت عین خود جسم است ، و فرق میان جسم طبیعی و جسم تعلیمی ( متکمم ) فرق اعتباری و تحلیلی است . پس وقتی میگوییم " کم " تغییر کرده است در واقع حقیقت جسم تغییر کرده است ، یعنی در واقع خود جوهر جسم است که عوض شده است . در این صورت موضوع ثابت در اینجا چیست ؟ اگر بگوییم خود جسم موضوع ثابت است ، درست نیست چون مفروض این است که بر حجمش افزوده شده است ، و حجم هم یعنی عین جوهر جسم که آن هم تغییر کرده ، فأین الثابت ؟ به این علت شیخ در جواب این اشکال درمانده است و فقط محتملاتی را به عنوان شقوق مطلب ذکر کرده است . گفته است به موضوع ثابت قائل بشویم یا نشویم ، اگر نشویم ، این مطلب که میگوییم در هر حرکت موضوع از نوعی از مافیه الحرکه خارج می شود و به نوعی دیگر وارد میشود و در مراتب حرکت انواع متمیزند و حافظ وحدت موضوع است ، دیگر جا ندارد . ناچار باید بگوییم اعداد مافیه الحرکه با هم اختلاف دارند اعداد هم ، نمی توانیم بگوییم چون در حرکت اعداد بالقوه است ، اعداد باید بالفعل باشند چون اگر بالقوه میبود باید موضوعی باشد که این موضوع در این مراتب حرکت بکند و بعد بگوییم این مراتب بالقوه است ، وقتی که موضوع نبود ، این مراتب کمیت باید بالفعل باشد و وقتی بالفعل باشد چون حرکت قابل انقسام است الی مالانهایه ، لازم میآید غیرمتناهی محصور بین حاصرین باشد ، پس نمی توانیم بگوییم موضوعی نیست . بعد میگوید اگر بحث را ببریم روی صورت ، مثلا در نبات بگوییم نفس نباتی ثابت است ولی موادش هنگام تغذیه تغییر میکند ، مطلب چطور باید تصویر