حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦١
کردهام [١] .
مرحوم آخوند میگوید : شیخ در اینجا اظهار عجز کرده است ، و عجزش هم
برای این است که موضوع در حرکت کمی را نمی توانسته بیان بکند که چیست
، و آن اشکالی که در حرکت کمی گرفتار بوده است عین اشکال در حرکت
جوهریه است ، در تصور موضوع حرکت جوهریه دچار اشکال بوده است قهرا در
حرکت کمیه هم باید گرفتار اشکال باشد ، و اما چرا ؟
حرکت در " کم " با اینکه در عرض است ، و موضوع حرکت در اعراض
جوهر است و مافیهالحرکه عرض ، علی القاعده نمی بایست در این حرکت
اشکال باشد و مثلا بگویند : موضوع حرکت در اینجا خود جسم است و
مافیهالحرکه که کمیت جسم . ولی در اینجا یک رازی هست که آن راز شیخ را
دچار اشکال کرده است و آن اینکه حرکت کمیه خیلی شبیه حرکت جوهریه است
بلکه بعدا خواهیم گفت که اصلا نوعی از حرکت جوهریه است .
مطلب این است که فلاسفه اگر چه کمیت را عرضی برای جسم میدانند ولی
پس از تحلیل دقیق رسیدهاند به اینجا که کمیت عرضی تحلیلی است نه عرض
عینی و خارجی . عرض عینی یعنی عرضی که مستقل از معروضش در خارج وجودی
دارد و وجودشان دو تا است ولی حال در جوهر است ، کیف ، أین ، وضع ،
همه اینجورند ، ولی کمیت وجودی مستقل از وجود جسم ندارد ، که در خارج
عارض بر جسم باشد بلکه کمیت در خارج ، عین وجود جسم است . فرق بین جسم
که جوهر است و کم که عرض است فرق ذهنی و تحلیلی است . مثل فرق مطلق و
مقید که در خارج دو چیز نیستند و مطلق بدون هیچگونه تقید در خارج وجود
ندارد " تقید جزء و قید خارج " . این است که میگوییم عرض " کم "
عرض تحلیلی است و
[١] این کتاب اکنون در دست نیست جز مقدمه و قسمتی از منطق ، میگویند اگر این کتاب باقی میماند از همه کتابهای شیخ بهتر بود ، چون در مقدمه اش میگوید در این کتاب قصد دارم از دیگران پیروی نکنم و آزادانه آراء خودم را بگویم ، از بعضی کلمات مرحوم آخوند هم معلوم میشود که قسمتهائی از این کتاب در دستش بوده است .