حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٥
وحشت داشته باشید ، چون خودتان همین را بلکه بالاترش را در کون و فساد گفته اید ، و بلکه آنچه میگویید به درجاتی مشکل تر است از آنچه که ما درباب حرکت جوهریه میگوییم . امثال شیخ که منکر حرکت در جوهر هستند قائل به کون و فسادند ، یعنی میگویند یک صورت فاسد میشود و صورت دیگر کائن میشود نه اینکه این صورتها به یکدیگر وصلند ، یعنی یک واحد را تشکیل میدهند تا بشود حرکت ، بلکه صورتی معدوم میشود و صورت دیگر حادث میگردد . اینجا یک سؤال از قدیم برای فلاسفه مطرح بوده است ، که آیا ماده واحد است یا کثیر ؟ گفتند ماده در ذات خودش نه واحد است و نه کثیر ، در وحدت و کثرت تابع صورت خودش است . مثلا آب که طبق نظر قدما تبدیل به هوا و یا هوا تبدیل به آب میشود ، این آب مرکب است از صورت مائیه و ماده ای ، این صورت زائل میشود و صورت جدیدی میآید که صورت هوائیه باشد ، مادهای در اینجا هست که قبلا صورت مائیه داشت و فعلا صورت هوائیه . این ماده در ذات خودش نه واحد است و نه کثیر ، بلکه تابع وحدت و کثرت صورت است . در اینجا این سؤال پیش میآید که این ماده که متعاقبا دو صورت را پذیرفته است ، یک ماده است یا دو تا ؟ میگویند یکی ، میگوییم وحدتش را از کدام صورت دارد ؟ میگویند از یک واحد بالعموم . این باید با یک صورتی باشد چه این و چه آن ، وحدت ماده مستحفظ است به دو چیز ، یکی واحد بالعدد که مقصودشان مفارق و عقل مجرد است که ماده را ایجاد کرده است و یک واحد بالعموم که مقصودشان صوری است که متبادل میشود بر ماده . پس شما در آنجا خودتان قائل هستید به اینکه حافظ وحدت ماده ، صورت است . میگوییم کدام صورت ؟ میگویند واحد لاعلی التعیین ، البته به این تعبیر نمی گویند ، میگویند واحد بالعموم ، مثال خیمه و عمود را ذکر می کنند که عمود لاعلی التعیین برای برپا بودن آن کافی است و خصوصیت عمودها دخالت ندارد ، ماده هم اینجور است ، نیاز