حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٤
معنایش این است که کل موضوع حرکت است و جزء مافیه الحرکه ؟ جواب این است که ماده مع صورش ما موضوع است و صور خاصه مافیه الحرکه ، صورش ما ، یعنی صورت مبهم و کلی ، صورتی که درش خصوصیات صور نیست ، مافیه الحرکه صور خاصه است ، پس ماده مع صورش ما ، حرکت میکند در صور خاصه . این صورش ما ، همان است که آنرا در حرکت توسطیه معنی کردیم ، در باب حرکت توسطیه مطلب را اینجور بیان کردیم که فرق میان حرکت توسطیه و حرکت قطعیه در چیست ؟ حرکت قطعی که یک امر واحد ممتد متصل است ، چون از مقوله حرکت است و از ممتدات است ، دارای این خصلت است که همچنانکه کلشان مصداق یک ماهیت است ، هر جزئشان هم مصداق همان ماهیت است ، برخلاف کل های دیگر که کل اگر مصداق ماهیتی باشد جزء لازم نیست مصداق همان ماهیت باشد ، مثل انسان و دست او . در مثل حرکت ، با پیدایش حرکت حرکة ما وجود پیدا کرده ، در اینجا گواینکه مراتب حرکت حادث و فانی میشوند ولی این کل حرکت ، از همان آن اول در ضمن همین افراد متدرج که علی الاتصال حادث وفانی میشوند وجود دارد . البته افراد بالقوه هستند ولی یک وجود واحد متصل بالفعل است که همان حرکت قطعی باشد ، حرکت با مقوله ای که درش واقع میشود یکی است نه دو تا . پس همانطور که یک حرکة ما من اول الامر الی آخر الامر داریم که نامش حرکت توسطی است ، یک صورش ما هم من اول الامر الی آخر الامر داریم ، در حرکت جوهریه ، ماده و صورش ما ( که در هر آنی با مرتبه ای از صورت متحد است ) موضوع حرکت در صور خاصه است .
جواب نقضی مرحوم آخوند درباب موضوع حرکت جوهریه
مرحوم آخوند با مخالفین حرکت جوهریه جدل میکند و از اقوال خودشان شاهد می آورد و میگوید : شما نباید از " صورش ما " که ما در اینجا میگوییم